جامعه شناسي
جامعه شناسی عبارت است از مطالعه رفتار و کردار انسانی در جامعه و چگونگی كنش متقابل انسانها در جوامع بشری . به عبارت ديگر جامعه شناسي دانش بررسی جامعه يا كنشهاي انساني و يا پدیدههاي اجتماعی است.
این رشته علمی به بررسی جوامع بشری، کنشها و واكنشهاي آنها، وفرآيندهایی که جوامع را دروضعیت جاریشان نگاه داشته یاتغییر میدهد،میپردازد.
جامعه شناسی چگونگی رشد و پیشرفت تغیر و تحولات جوامع مختلف بشری، اهداف و کیفیت تحولات اجتماعی را مورد بررسي قرار داده و تجزيه و تحلیلمیکند.
جامعه شناسی روابط اشتراکی و فعالیت های افراد بشر را در اجتماع و زندگی اجتماعی انسان ها و چگونگی ساختمان جسمی و روحی افرد جامعه و همچنين ويژگيهاي ذاتی و اکتسابی آنها را مطالعه مینماید.
كنش انساني
عبارتست از هرفعاليتي كه انسان انجام ميدهد
به شرطي كه :
با اراده و آگاهي صورت پذيرد.
ويژگي هاي بارز كنش در انسان عبارتند از :
1- ارادي بودن
2- آگاهانه بودن
3- هدف دار بودن
4- معنادار بودن
5- متناسب بودن با موقعيت زماني ، مكاني و اجتماعي
هدف اصلي جامعه شناسي
بررسي تجزیه جامعه به بخشهای تشکیل دهندهاش مانند انجمنها، نهادها، گروههای همجنس، همنژاد، یا همسن، و بررسی نحوه برهمکنش فعال این اجزاء با همدیگر است. علاوه بر اینها، این علم موضوعاتی مانند طبقه اجتماعی، قشربندی، جنبش اجتماعی، تغییرات اجتماعی و بینظمیهایی مانند جرم، انحراف و انقلاب را مورد تحقیق قرار میدهد.
از آنجایی که در مقایسه با بقیه حیوانات، انسان کمتر تحت تأثیر و کنترل غرایز میباشد، بخش زیادی از رفتارهای او توسط ساختارهای اجتماعی کنترل میشود.
این موضوع ضرورت وجود نهادهای اجتماعی (از قبیل ارگانهای اقتصادی، مذهبی، آموزشی، سیاسی، ...) جهت مشخص کردن رفتارها و تصمیمات انسانها را نشان میدهد.
جامعه شناسي به بررسی نحوههای تأثیرارگانهای اجتماعی بررفتارانسانها، برهمکنش ارگانهای اجتماعی مختلف با یکدیگر، تشکیل، فرسودگی و نابودی آنها نيز میپردازد.
از آنجایی که جامعهشناسی به رفتار ما به عنوان موجوداتی اجتماعی توجه دارد، زمینه پژوهش آن از واکاوی و تحلیل تماسهای کوتاه میان افراد ناشناس در خیابان گرفته تا بررسی روندهای اجتماعی جهانی، را دربر میگیرد.
شناخت جامعه و همچنین ساختارها، روابط درون آن، نهادهای آن و واقعیتهای اجتماعی نيز به عهده علم جامعهشناسي است.
رسالت علم جامعه شناسي
وظیفه اساسی جامعه شناسی بهدست آوردن حقایق در باره جامعه انسانی بوده و يكي از اهداف آن هماهنگی فعاليتهاي انسان ها در زندگی و جامعه است. در پرتو این علم و آموزش(آموختن) آن و هم توسعه بینش علمی و فرهنگی جامعه شناسی و سایر علم اجتماعی اثر فراوان دارد. زیرا بدون مطالعه و بر رسی نمود. بلکه هیچ راه حل پایه داری برای از میان بردن علوم اجتماعی به وجود نخواهد آمد.
بزرگان علم جامعه شناسي
بسياري از محققین ابنخلدون را پدر جامعهشناسی میشناسند. امیل دورکیم فرانسوي، ماکس وبر و گئورگ زیمل آلماني، رابرت پارکآمریکايي از جامعهشناسان مطرح جهاني هستند.
جامعهشناسی در ایران توسط غلامحسین صدیقی در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بنیان نهاده شد.
علما و دانشمندان نظر به تجربه و دیدگاه شان جامعه شناسی را به عبارات و مطالعات گوناگون تعریف نموده اند:
اشپنسر جامعه شناسی را به طور ساده و خلاصه((علم جامعه)) نامیده است.
کانری آنرا (( علم عوارض اجتماعی)) نام نهاده است.
اميل دوركيم جامعه شناسی را (( علم سازمان اجتماعی و تغییرات اجتماعی)) خوانده است.
پارک جامعه شناسی را (( علم رفتار اجتماعی )) و اکثر دانشمندان (( علم روابط انسانی)) .
می نامند.
جامعه شناسی با زیست شناسی، روان شناسی، انسان شناسی، تاریخ، علوم اقتصادی و سیاسی ارتباط داشته زیرا زنده گی هر فرد را نمیتوان فعالیت های اقتصادی و سیاسی او مجزاء ساخت. بناءً جامعه ناگزیر است از اطلاعات علوم اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به خاطر مطالعه جامعه و افراد آن استفاده نماید از طرف دیگر سایر علوم نیز بستگی به جامعه شناسی دارد زیرا مسایل به خصوص آنها بدون توجه به جنبه های عمومی و اجتماعی زنده گی که موضوع جامعه شناسی تشکیل میدهد قابل درک نخواهد بود.
1ــ پژوهش در جامعه شناسي:
بهطور کلی در مطالعات اجتماعی از دو روش استفاده میشود که اصطلاحاً یکی را ژرفانگر یا ژرفائی و دیگری راپهنانگر یا پهنایی مینامند.
روش ژرفائی خاص مطالعات مردم شناسی است و روش پهنائی یا پهنانگر را در مطالعات جامعه شناسی بکار میبرند .هر یک از این دو روش دارای تکنیک ها یا فنونی خاص هستند. روشهای مذکور را میتوان به دو دسته تقسیم نمود:
* روش میدانی:
منظور از مطالعات میدانی تحقیقاتی است که موضوع مورد مطالعه در اختیار محقق قرار داشته باشد و یا به عبارت دیگر محقق را بدان دسترسی باشد بعنوان مثال وقتی محقق هدفش مطالعه در زندگی کشاورزان ساکن یک روستا و یا قشری از جامعه و یا گروهی از کارگران یک موسسه تولیدی و یا مردم عشایری باشد مطالعه, از نوع مطالعه میدانی است و اطلاق اصطلاح میدانی به مفهوم ارتباط مستقیم و رویاروی محقق با پدیده های مورد مطالعه است.
* روش کتابخانه ای:
منظور از مطالعات کتابخانهای مطالعاتی است که موضوعات مورد مطالعه در اختیار و دسترس محقق قرار نداشته و غالباً مربوط به گذشتهای دور یا نزدیک میگردد. به همین دلیل غالباً اصطلاح مطالعات کتابخانهای را مترادف با مطالعات تاریخی بکار میبرند.
بعنوان مثال تحقیق در زمینه طبقات اجتماعی یا سلسله مراتب اجتماعی عصر صفویه و یا تحقیق درباره سهم اقشار مختلف اجتماعی در انقلاب مشروطیت ایران را در ردیف مطالعات کتابخانهای محسوب مینمائیم. در این روش منابع اصلی مورد استفاده, کتب و مدارک منثور و منظومی است که از آن دورهها بجای مانده است.
برای شناخت جامعه کسی که خود در اين علم صاحب نظر باشد و بينشهای متفاوت را در مورد جامعه شناسی خوب بداند بايد در هر گروه و يا جامعه يی که ميخواهد تحقيق کند شرکت فعال داشته و با آن ها زندگی کند يا تماس مستقيم و متوالی داشته باشد در غير اين صورت تحقيق و پژوهش او ارزش علمی نخواهد داشت چون مشاهده و بررسی و به دنبالش آزمايش و تجربه صحيحترين راه نزديک شدن به حقيقت علمي است. بنابراين روش تحقيق در علوم اجتماعی و علوم طبيعی تقريباً مشابه است با اين تفاوت که موضوع مطالعه آن ها فرق ميکند. چگونگی عوامل مورد مطالعه دانشمندان علوم اجتماعی مسايلی ايجاد ميکند که دانشمندان علوم طبيعی نيز با آن ها مواجه هستند اگر چه دانشمندان علوم اجتماعی تفکر و دقت خود را در مشاهده تمام جنبه های رفتار انسانی محدود ميکنند ولی نميتوانند ادعا کنند هميشه موفق ميشوند چون انسان موجود متفکر و متغيريست، مثلاً، زندگی زناشويی يک امر خصوصي است و بسياری از مردم به آشکارکردن و بيان مسايل آن و يا ساير مسايلی که آن ها را شرمگين و پريشان ميکند، تمايلی ندارند. حتی اگر محققی فکر کند به پرسشنامه او صادقانه جواب ميدهند، اشتباه ميکند. انسان استعداد شگرفی در گول زدن خود و ديگران دارد. به همين دليل تحقيق در مورد انسان کارِ آسانی نيست. در اجتماع، جامعه شناس تنها ميتواند آزمايشهای خود را روی انسان به طور محدود و با اجازه خود او انجام دهد. استفاده از دوربينها و لوازم ضبط صوت بدون اطلاع يا رضايت مردمی که مورد مطالعه قرار ميگيرند ممکن است به تهاجم آن ها منجر شود. به همين دليل اخيراً جامعه شناسان سعی ميکنند با رعايت قوانين اخلاقی مردم را بدون اطلاع و اجازه قبلی مورد مطالعه قرار ندهند.
در هر حال با در نظر گرفتن موازين اخلاقی وقتی مردم بدانند مورد مطالعه اند احتمالاً مانند مواقع عادی رفتار نميکنند. برای نمونه وقتی جامعه شناسی ميخواست در اتاق هيئت منصفه ضبط صوت را نصب کند تا از چگونگی تصميم ها مطلع گردد دادگاه اين كار را منع کرد.
دانشمند اجتماعی مخلوقهای مانند خود را مطالعه ميکند بنابراين ممکن است طرز تلقی خود را در تحقيقش اثر داده و تا حدودی پيشداوری کند. به همين دليل در عصر حاضر دانشمندان علوم اجتماعی اغلب تحقيقهای خود را به صورت گروهی انجام ميدهند تا پيشداوری فرد در تحقيق کمتر اثر کند و چون تحقيق گروهيست پس نتيجه صحيحتر و قطعيتر خواهد بود.
چگونه يک جامعه شناس کارِ خود را شروع ميکند؟
اين عقيده که يک دانشمند کار خود را با مشاهده حقايق شروع ميکند با قدری تأمل نشان خواهد داد که اين امر امکان ناپذير است. کدام حقايق؟ ميليونها حقيقت در جهان وجود دارد که هرگز کسی نميتواند تمام آن ها را مورد مطالعه قرار دهد. اولين کاری که يک دانشمند بايد انجام دهد اين است که در مورد آنچه ميخواهد مطالعه کند تصميم بگيرد و خود را به موضوع تحقيق محدود کند. يک جامعه شناس معمولاً نبايد تمايلی در پی بردن به علت از بين رفتن ستارگان داشته باشد. او علاقه مند است به مطالعه نوعی از رفتارهای اجتماعی انسان بپردازد. به احتمال زياد مايل خواهد بود که تنها در زمينه محدودی از رفتار انسانی به پژوهش بپردازد. زيرا کمتر افرادی هستند که ميتوانند تمام جنبه های رفتار انسانی را مطالعه کنند.
جامعه شناسان مانند ساير دانشمندان از اين امر مطلع اند. عده يی از جامعه شناسان شايسته گی آن را دارند که در بيش از يک رشته از علوم انسانی و اجتماعی به مطالعه بپردازند. يک جامعه شناس ممکن است خود را يک روانشناس اجتماعی يا يک متخصص در روابط گروههای اجتماعی و يا يک جامعه شناس روستايی فرض کند و يا ممکن است هرگز در زمينه جامعه شناسی صنعتی يا روستايی کار نکند بلکه در زمينه ديگری از شاخه های جامعه شناسی به تحقيق بپردازد. تخصص، ميزان کارآيی يک جامعه شناس را افزايش ميدهد ولی باعث محدودشدنِ ديد او هم خواهد شد.
فنون پژوهش در زمينه جامعه شناسی
فنون پژوهشی که جامعه شناسان به کار ميبرند معمولاً متفاوت و تا حدی پيچيده است. با اين حال در مواقع ضروری اغلب فنون رياضی و آماری مشکل و پيچيده به کار برده ميشوند.
پژوهنده ممکن است اطلاعات خود را به وسيله پرسشنامه يا مصاحبه جمع آوری کند. پرسشنامه ها ميتوانند برای پی بردن به طرز تلقی و محرکهای ناخودآگاه افراد از طريق آزمونهای (برون افکن) برای شناخت عکس العملها به کار برده شوند. مصاحبه ها ممکن است کوتاه باشد و جزيِی و يا امکان دارد بلند باشد و عمقی.
گاهی جامعه شناسان تنها به تجزيه و تحليل محتوای پرسشنامه و مصاحبه ميپردازند. يعنی آن ها فقط به شمارش تعداد کلمه ها و بررسی نظريه ها يا رفتارهای قالبی يا طرز تلقيهايی که در يک زمينه معين ظاهر ميشوند، ميپردازند. اين روش بيشتر برای تجزيه و تحليل اثرهای ناشی از وسايل ارتباطهای جمعی (روزنامه ها، تلويزيون، برنامه های راديو و مجله ها) به کار ميرود. هم چنين ممکن است برای تجزيه و تحليل افسانه ها، شعرها يا کتابهای درسی مدارس به کار برده ميشوند ولی اين روش به تنهايی ارزش علمی ندارد. بهترين روش تحقيق عينی از طريق ارتباط مستقيم با افراد است. يک روش تحقيق عمده ديگر در جامعه شناسی (تجزيه و تحليل تاريخی) است. جامعه شناسی برای تأييد درستی تئوري خود به مورخ مراجعه ميکند. مطالعه های تطبيقی گروههای بزرگ مانند اتحاديه ها يا ملتها بر اساس روشهای جديد تحقيق به خوبی صورت ميگيرد. گاهی وقتها جامعه شناسان گروههايی را به آزمايشگاهی برده و آزمايشهايی تحت کنترل خود روی آن ها انجام ميدهند ولی هيچ کس مطمين نيست که گروههای آزمايشگاهی نماينده تمام گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه باشند که روش تحقيق راه حل اين مشکل را هم ارائه داده است.
تا آن جا که ممکن باشد جامعه شناسان ترجيح ميدهند به مطالعه پيرامون گروههای اجتماعی خارج از آزمايشگاه مانند دسته هايی از پسران ورزشکار و يا ستيزه جو يا افراد يک اتحاديه محلی، کارگران يک کارخانه يا کلاس مدرسه دولتی بپردازند و رفتار آن ها را آن طور که هست مورد مطالعه قرار دهند.
گاهی وقتها يک جامعه شناس يادداشتهای دقيقی را از آنچه که در گروه خود اتفاق می اُفتد و امکان دارد که بعداً آن ها را مطالعه کند تهيه ميکند. چون جامعه شناسی بايد هدفها و ارزشهای گروهی را که به آن تعلق دارد تفکيک کند امکان دارد که در تجزيه و تحليل به نتايجی برسد که اصلاً دارای وجود خارجی نباشد به عبارت ديگر چون او فقط دسترسی به احساسهای اعضای گروه دارد ممکن است بيگانگان در پی بردن به آن ها دچار اشکالهايی گردند. مطالعه پاره يی از گروهها مانند دسته هايی از تبهکاران اغلب مشکل است زيرا فعاليتهای آن ها به طور محرمانه صورت ميگيرد. بعضی مواقع پژوهندگان برای آنچه که در گروه اتفاق می افتد به عضويت يک گروه درآمده اند. برای نمونه جامعه شناسان به درون زندانها رفته و به تبهکار بودن تظاهر ميکرده اند. اين فنِ مطالعه گروهها را مشاهده مشترک و عينی مينامند.
روشهای مستند تحقيق در جامعه شناسی
اگر آينده نگری هدف علم باشد، جای تعجب نيست که مطالعات مبنی بر آينده نگری يکی از علايق بزرگ جامعه شناسان باشد. وقتی که « شورای پژوهش علوم اجتماعی» ارزيابی جامعی از مطالعات مبنی بر آينده نگری را انجام داد؛ مطالعه يی توسط « بورگس » تحت عنوان « پيش بينی موفقيت يا شکست در ازدواج » که بالاترين ميزان قدرت پيشگويی درست را دارا بود، صورت پذيرفت. « بورگس » برای پی بردن به ميزان خوشبختی افرادی که تحت مطالعه بودند پرسشنامه يی را به کاربُرد و سپس به راههای متعددی پاسخهای داده شده را برای تعيين درستی وضعيت آن ها آزمايش کرد. سپس توانست قسمتهايی از پرسشنامه را که پيشگويی شکست يا موفقيت در زندگی زناشويی را نشان ميداد جدا کند. قسمتهايی که خوب پيشگويی شده بود اساس يک تست طبقه بندی شده را تشکيل ميداد. مثلاً تمايل شديد به همسری- حدود سن در هنگام ازدواج- رضايت والدين و ساير فعاليتهای گروهی و طرز تلقی نسبت به جنس مخالف و عواملی که به طور غيرمستقيم در خوشبختی زندگی زناشويی مؤثر ميباشند. تکوين سريع آزمون غيرمستقيم دارای ارزش علمی زيادي است، آزمونهايی که در زناشويی توسط مشاوران ازدواج، مددکاران اجتماعی و سايران به عنوان زمينه يی برای راهنمايی مراجعان و کمکی در تشخيص علت مشکلهای زناشويی به کار ميروند.
روش غيرمستقيمی که « بورگس » ابداع کرد به مرور گسترش يافته و در ساير رشته ها هم به کار برده ميشوند.
در جنگ جهانی دوم برای ارتش آزمونی جهت روشن شدن علل بيماريهای روانی و عصبی تهيه شد. آزمونهايی نيز وجود دارند که موفقيت يا شکست انجام تعهدها را پيشگويی ميکنند. هم چنين خلافکاری يا حالتهای عصبی بين مردم نيز ميتوانند پيشبينی شوند.
ويژگي هاي تحقيقات اجتماعي
به احاظ اينكه علوم اجتماعي داراي خصوصيات خاص خود مي باشد بنابراين تحقيقات اجتماعي نيز داراي خصوصيات ويژه اي است. مي توان از جمله ويژگي هاي عمومي تحقيقات اجتماعي به موارد زير اشاره كرد:
اول اينكه همه تحقيقات اجتماعي به دنبال نظم و ترتيب و كشف رابطه بين پديده هاي اجتماعي مي باشند، از طريق پي بردن به نظم و ترتيب است كه محقق موفق به درك پديده هاي اجتماعي و علل آن مي شود. به عنوان مثال، در تحقيقات پيمايشي محقق از تعداد زيادي پاسخگو استفاده مي كند تا نظم و ترتيب روابط بين عوامل مختلف را تعيين كند و با كمك آن پي به ماهيت پديده مورد مطالعه مي برد. همچنين در تحقيقات آزمايشي نيز از تكنيك تكرار و بررسي پاسخ ها، رفتار و عملكرد مشترك افراد استفاده مي شود.
يكي از بارزترين خصوصيات تحقيقات اجتماعي، بررسي و مطالعه واحدهاي اجتماعي و افرادي است كه معرف تعداد زيادي از افراد و واحدهاي اجتماعي باشد. هدف محقق از اين كار، افزايش قابليت تعميم نتايج تحقيق خود به تعداد بيشتري از افراد جامعه مي باشد. تعيين حجم نمونه و روش انتخاب نمونه ها (نمونه گيري) به منظور تعميم نتايج تحقيق، يكي از مباحث اصلي و پيچيده تحقيقات علوم اجتماعي را نيز تشكيل مي دهد. نمونه بارز آن در تحقيقات نظرسنجي و زمينه يابي ها صورت مي گيرد كه در آن محقق از طريق بررسي تعداد معدودي از افراد جامعه (كه اصطلاحاً نمونه يا مورد ناميده مي شود) نتايج حاصل از تحقيق را به كل جامعه (كه اصطلاحاً جامعه آماري تحقيق ناميده مي شود) تعميم مي دهد. در آزمايش ها نيز فرض بر اين است كه واكنش افراد مودر مطالعه معرف رفتارهاي عام است و يا انتصاب تصادفي افراد گروه آزمايش و كنترل، اثرات اجتماعي خصوصيات فردي و منحصر به فرد در نتايج آزمايش به حداقل مي رسد. مفهوم سازي يا استفاده از مفاهيم موجود يكي از ويژگي هاي عمومي تحقيقات اجتماعي مي باشد. مفاهيم، برقراري ارتباط را بين افراد و همچنين مبحث تحقيق و مدلسازي را امكان ژذير مي سازند. مفاهيم ابزاري جهت دريافتن و شناخت اشياء و پيشامدها، انديشه ها، درك و گفت و گوها مي باشند. محقق در فرآيند تحقيق به منظور سنجش و بررسي دقيق يك مفهوم اقدام به تعريف عملياتي آن مي كند. از طرفي گاهي اوقات نيز با ايده ها، رفتارها، اشياء، پيشامدها و ... جديدي روبرو مي شود كه تاكنون براي آن عنواني انتخاب نشده است بنابراين در چنين مواقعي محقق با توجه به شواهد و نتايج، اقدام به مفهوم سازي مي كند. به عنوان مثال، دوركيم براي بررسي مفهوم مصطلح خودكشي، به تعريف دقيق آن پرداخت كانتز اثر ترفيع زنان به پست هاي حاشيه اي مديريت را با مفهوم سمبول گرايي تبيين كرد.
يكي از عناصر اصلي تحقيق اجتماعي، متغير، اصطلاحي است كه از قبل براي تعريف چيزي كه تغيير مي كند به كار مي رود. متغير عبارت است از از ويژگي مورد مشاهده. تا سال هاي اخير اصطلاح متغير اساساً در زمينه هاي كمّي به كار گرفته مي شد و اصطلاح صفت براي كيفيت هايي كه در موقعيت تحت مشاده حاضر يا غايب بودند به كار مي رفت. اما امروزه اصطلاح متغير به طور روزافزون براي هر دو حالت به كار مي رود. به عبارت ديگر تمام تحقيقات اجتماعي، از متغيرهاي كيفي (داراي مقياس نسبتي و فاصله اي) و تحقيقات ميداني (قوم شناسي، انسان شناسي و ...) بيشتر از متغيرهاي كيفي (داراي مقياس اسمي و ترتيبي) بهره مي برند.
يكي ديگر از ويژگي هاي عمومي تحقيقات اجتماعي اين است كه تمام اين پژوهش ها داراي واحدهاي مشخص و تعريف شده هستند. در اكثر تحقيقات، موردهاي تحقيق در هر صورت تا پايان تحقيق ثابت است و نبايد تغيير كند. به عنوان مثال، مردم شناسي كه به بررسي آداب و رسوم قبيله اي خاص مي پردازد. افراد مورد تحقيق او تا پايان تحقيق، اعضاي قبيله مودر نظر خواهد بود و اقتصادداني كه به بررسي بهره وري نيروي كار كارخانه مي پردازد، افراد مورد مطالعه، همگي در استخدام كارخانه مي باشند.
تاثير جامعه شناسي
پژوهش جامعه شناختي كمتر ممكن است فقط مورد علاقه اجتماع روشنفكرانه جامعه شناسان باشد. نتايج آن را بسياري افراد ديگر در جامعه مي خوانند يا به شيوه هاي ديگر منتشر مي شود. اين واقعيت داراي مفاهيم ضمني فراگيري است. جامعه شناسي فقط چيزي درباره مطالعه جوامع امروزين نيست؛ بلكه خود به صورت جزء مهمي در زندگي مستمر آن جوامع درآمده است.
به عنوان مثال مسئله ازدواج و طلاق را درنظر بگيريم يعني ماهيت دگرگونيهايي كه در ازدواج، طلاق و خانواده جريان دارد. در نتيجه « آگاهي تدريجي » از تحقيقات، كمتر كسي كه در يك جامعه امروزي زندگي مي كند ممكن است از اين مسائل اطلاع نداشته باشد. انديشه و رفتارها به شيوه هايي پيچيده و ظريف از دانش جامعه شناختي تأثير مي پذيرد و بدين ترتيب حوزه پژوهش جامعه شناختي را از نو شكل مي دهد. يك شيوه توصيف اين پديده اين است كه بگوييم جامعه شناسي در رابطه اي بازتابي با انسانهايي قرار مي گيرد كه رفتارشان مورد مطالعه واقع مي شود. اصطلاح « بازتابي » تبادل ميان پژوهش جامعه شناختي و رفتار انساني را توصيف مي كند. ما نبايد تعجب كنيم كه نتايج تحقيقات جامعه شناختي در حالي كه گاهي با اعتقادات مبتي بر ادراك معمولي ما در تناقض است غالباً همبستگي كاملاً نزديك با باورهاي معمول دارد. دليل آن صرفاً اين نيست كه جامعه شناسي به نتايجي مي رسد كه ما قبلاً مي دانستيم؛ بلكه در واقع اين است كه پژوهش جامعه شناختي به طور دايم بر آنچه كه در عمل آگاهي مبتني بر ادراك معمول ما از جامعه است، تأثير مي گذارد.
جامعهشناسان از روشهای مشاهدهای مختلف، نظرسنجی و مصاحبه، تحلیلهای آماری، آزمایشهای کنترل شده، و روشهای دیگر نيز بهره میجویند. اما در مجموع به نظر میرسد مهمترین روش تحقیق در جامعهشناسی روش پیمایش باشد که طی آن محقق با دریافت اطلاعات از یک نمونه کوچک با روشهای علمی آن اطلاعات را با استفاده از روشهای آماری مربوطه به جامعهٔ اصلی تعمیم میدهد. گروهی از روشهای تحقیق دیگر در پی شناسایی متغیرهای مستقل و کشف الگوهای ارتباطی میان متغیرها میباشد.
2 – قلمرو جامعه شناسی:
جامعه شناسی کلیه خوی و رفتار آدمی را از لحاظ اجتماعی باید مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد ناگزیر جامعه را به چند دایره تحقیق تقسیم کرده و برای مطالعه و بررسی هر بخش آن روش و اصول های خاصی را به پیش میگیریم. که این تقسیم از هر لحاظ برای مطالعه جامعه شناسی یک امر ضروری است. زیرا که یکی از افراد بشر نمیتواند در هر قسمت این موضوع وسیع کار شناس کامل باشد قلمرو مختلف مطالعات جامعه شناسی شامل مراحل متعدد زنده گی اجتماعی از قبیل منبع و چگونگی اجتماعات انسانی، پراگنده گی جوامع بشری در نقاط مختلف جهان و علل آن تأسیسات اجتماعی از قبیل خانواده، آموزشگاه چگــونگی رفتار اجتماعی و مسایل اجتماعی از قبیل فقر، جنایت، مفاسد اخلاقی، بیماری های جسمی، روحی و غیره است. بناءً برای مطالعه و تحقیق هر کدام از این مسایل باید روش های خاصی را اتخاذ نمود. دانشمندان، جامعه شناسی را به 10 شاخه مهم به شرح زيرتقسیم میکنند :
1 – جامعه شناسی نظری:
اصول و مفهوم کلیات این علم را تحلیل و تجزیه می کند.
2 – جامعه شناسی تاریخی:
جامعه های اولیه و همچنان جوامع معاصر را تحت مطالعه قرار میدهد تا منبع آنها را معلوم کند و در باره طرز زنده گی انسانها توضیحات کافی ارایه نماید. خانواده، تشکیل و سرچشمه آن و چگونگی اصول وظیفه آنرا مورد مطالعه قرار میدهد و هم در پیرامون شکل در ادوار مختلف تاریخ در میان جوامع متعدد و حتی مسایل معاصر مربوط آنرا مطالعه مینماید.
3 – جامعه شناسی مذاهب:
کلیسا، مساجد و هر گونه اجتماع مذهبی را مورد بحث قرار میدهد وهم در پیرامون شکل منبع و چگونگی رشد و همچنان تغیرات و هدف تأثیر ان در اجتماع بشری به مطالعه می پردازد.
4 – جامعه شناسی تربیتی:
هدف های مکاتب و آموزشگاه ها را از لحاظ یک مؤسسه اجتماعی و همچنان فعالیت های آنرا در خارج و داخل مکاتب روابط و تأثیر آنرا بالای رشد و انکشاف جامعه و تأسیسات دیگر مطالعه و بررسی می نماید.
5 – جامعه شناسی سیاسی:
جنبه های اجتماعی نهضت های مختلف سیاسی و سازمان و هدف آنها و همچنان اهداف دولت را در جوامع بشری بررسی می نماید.
6 – جامعه شناسی حقوقی:
چگونگی نظارت رسمی و اجتماعی و اتخاذ روش یکسان را در پرتو وضع قانون و مقررات که از طرف جامعه بر افراد آن تحمیل میگردد. در مورد بحث قرار داده و در باره عوامل که وضع قوانین ایجاب میکند که کفایت و عدم کفایت آنرا برای نظارت جامعه بشری مطالعه می نماید.
7 – روانشناسی اجتماعی:
اخلاق رویه و رفتار و کردار افراد بشر را با توجه به عوامل اجتماعی و ارزشهای جامعه مطالعه کرده و تأثیر اجتماع را در تشکیل شخصیت افراد و همچنان چگونه فرد جز جامعه است تحلیل وهم در باره مردم و جماعت انسانی و اجتماع جنبش ها و حرکت های آنرا مطالعه مینماید و افکار و اندیشه های عمومی جوامع بشری را نیز بررسی مینماید.
8 – نفوس و اکولوژی:
چگونگی تقسیم جوامع بشری در نقاط مختلف جهان و روابط آنها را با یک اسکان بشر و عوامل آنرا در نقاط مختلف جهان و همچنان نقل و انتقلات اجتماعات انسانی را همچنان شرایط زیست و حفظ الصه محیطی انها را مورد مطالعه قرار میدهد.
9 – روان اجتماعی:
ارتباط میان بی نظمی های اجتماعی و ناراحتی های روحی افراد جامعه را بررسی میکند. غالباً جامعه بر اثر توتعات افراط آمیز افراد جامعه مؤجب اختلافات روحی از قبیل بیماری های مختلف روحی و روانی و هم روش ضد اجتماعی میگردند که آنرا مورد مطالعه قرار میدهد.
10 – اختلال نظم اجتماعی:
مسئله بی نظمی و هرج و مرج اجتماعی و بیماری های جسمی و روحی افراد جامعه را بررسی مینماید که از میان این مسایل جنایات و مفاسد اخلاقی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است گر چه رشته های مختلف جامعه شناسی به سرعت پیش میرود با همه به تدریج که مسایل اجتماعی با رفت و مراقبت بیشتری مورد مطالعه قرار میگیرد و قلمرو های بیشتری به میدان بررسی جامعه افزوده میشود و برای مطالعه این مسایل شاخه های نوبتی به شاخه های پیشین اضافه میگردد
چنانچه به فهرست رشته های و شاخه های که در فوق از آن ها تذکر یافت اخیراً علوم دیگری اجتماعی مانند جامعه شناسی فرهنگی، جامعه شناسی توده ها، جامعه شناسی هنری ، جامعه شناسی صنعت، جامعه شناسی اقتصادی، جامعه شناسی طبی و نظامی و غیره اضافه شده است. که هر کدام آنها موضوعات خاص جامعه را مورد مطالعه و بر رسی قرار میدهد.
روش های جامعه شناسی
برای مطالعه جماعات انسانی جامعه شناسان از روش های مختلف استفاده نموده اند که مشهور ترین آنها قرار ذیل است.
1 – روش تاریخی:
عبارت از روشی است که حوادث تأسیسات مدنیت های گذشته اجتماعات قبلی و اجتماعی معاصر انسان ها را در مراحل مختلف تاریخی و همچنان منشاء و منبع جوامع بشری و نیز منابع آداب و رسوم سنن اجتماعی را مطالعه و بررسی میکند.
2 – روش مقایسوی:
این روش انواع طوایف و ملت ها را به خاطر پی بردن به وجه تشابه و مشابهات های زنده گی و هم اختلافات آنها را مطالعه کرده و از روش زنده گی و برخورد اجتماعی افراد جامعه را برای ما معلومات میدهد.
3 – روش آماری:
این روش برای سنجش حوادث اجتماعی به کار رفته که روابط و علل وقوع حوادث اجتماعی را نیز بررسی مینماید و در سال های فنی به وجود آمده است به نام سوسیامتری یا اندازه گیری حوادث اجتماعی یاد میشود و این فن روابط بین افراد جامعه و مناسبات بین اشخاص را در عرصه مختلف زنده گی اجتماعی مورد مطالعه قرار داده و همچنان در مورد وضع کار و زنده گی اوضاع اقتصادی و اجتماعی آن ها معلومات میدهد.
4 – روش مطالعات موردی:
این روش در باره یک جامعه یک طایفه یا یک گروه و یا دسته معلومات داده و همچنان روابط و وجوع مشابهت ها را در بین آن ها مورد بر رسی و تجزیه قرار میدهد. البته جهت به دست آوردن معلومات در باره آنها از فنون مختلف مصاحبه ها، پرسش ها و مشاهدات عینی استفاده مینماید.
توسعه جامعه شناسی
1 – نظر انسان نسبت به عوارض طبیعی و اجتماعی
2 – پیدایش علوم اجتماعی
3 – آغاز جامعه شناسی
4 – جامعه شناسی به عنوان علم
1 – نظر انسان نسبت به عوارض طبیعی و اجتماعی
هر فردی از افراد بشر ضمن ادامه فعالیت های زنده گی خویش به نوع حادثه بر میخورد که برای درک و تسلط بر آنها تلاش مینماید که از یک طرف قوه غیر مشخص و مجهول است که در تعیین خوی و رفتار آدمی دخالت دارد و از طرف دیگر حوادث اجتماعی است که آن هم در رفتار و کردار آدمی اثر فراوان را دارد بناءً بشر در طول تاریخ پیوسته پوشیده است که از ماهیت این حوادث آگاه گردد زیرا انسان برای ادامه زنده گی و تأمین حیات خویش مکلف شده است تا حوادث است تا حوادث را درک نماید و به مرور زمان آموخته است که قوه که در مقررات زنده گی اش نقش حیاتی دارد با دقت و توجه بیشتری مشاهده و مطالعه کرده و در نتیجه حوادث پیرامون خویش را به صورت بهتر بشناسد هنگامیکه بر خورد انسان را با این دو نوع حادثه تحت بر رسی قرار دهیم مشاهده میکنیم بشر در پی بردن به عوامل طبیعی پیرامون خویش خیلی زود تر از عوامل اجتماعی صحل تر و آسان تر بوده که حوادث طبیعی مشهور تر وبررسی و مطالعه آن آسان تر است بناءً انسان ضمن تلاش برای مشاهده حوادث به زودی توانسته است به آسانی و به فراغت خاص این علم را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد.
وحال آن که مطالعه عوارض اجتماعی فاقد چنین استقلالی میباشد زیرا عوارض طبیعی را می توان به شکل درست و واضع مشاهده کرد و مشاهد عینی عوارض طبیعی یکی از شرایط اساسی پیشرفت علم شده است. چنانچه قبلاً تذکر یافت مطالعه و بررسی عوارض اجتماعی نسبت به عوارض طبیعی مشکل تر است . زیرا نتایج ابتدایی درک انسان در مورد روابط بین افراد بشر و وسیله روایات شفاهی و نسبتاً کتبی به طور ضرب المثل ها و کتیبه های مقدس از آثار پیشین به ما رسیده است که همه این حکایت ها از تلاش های دهنی بشر برای درک محیط اجتماعی به حساب میرود اگر چه این تلاش ها و فعالیت های بشر برای مطالعه و درک حوادث اجتماعی به اندازه کمک میکند. اما برای بررسی و درک عمیق آن حوادث کافی نمیباشد. بناءً برای درک بیشتری قوانین و اصول اجتماعات انسانی باید از روش های مختلف استفاده نماییم تا آنرابهتر مطالعه و بر رسی کنیم.
2 – پیدایش علوم اجتماعی:
کوشش انسان در راه مشاهدات و تجربه های علمی مؤجب پیدایش علوم اجتماعی گردیده است که در آغاز برای مدت زیادی برای بر رسی کلیه فعالیت های انسانی هم اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بیش از یک علم اجتماعی وجود نداشت اما به تدریج این علم به چند علم اجتماعی دیگر تقسیم گردیده که هر کدام آن ها یک بخش به خصوص از زنده گی اجتماعی انسانی را در بر میگیرد به این طریق برای بررسی جنبه های اقتصادی ، سیاسی ، نژادی و فرهنگی جامعه علوم به خصوص به وجود آمده است که همه این علوم بستگی و ارتباط خویش را داشته و هر کدام از آن ها قسمت از رفتار و کردار زنده گی انسان ها را مطالعه و بر رسی مینماید مثلاً علم اقتصاد فعالیت هی بشر را در جهت تأمین زنده گی و سایل لازم بر زنده گی را بر رسی می کند و علم سیاست به مطالعه فعالیت های انسان در راه تأمین آرامش و مسؤلیت خودایجاد حکومت و دولت را به منظور اجرای قوانین می پر دازد و سایر علوم نیز موضوعات مشخص اجتماعی را تحت مطالعه و بررسی قرار می دهد.
3 – آغاز جامعه شناسی
جامعه شناسی به عنوان علم تا اوسط قرن 19 به وجود نیامده بود اما مانند کلیه علوم دیگر مقدمات داشت که دایر بر تلاش انسان در باره مطالعه روابط انسانی و رفتار افراد بشر در اجتماع بود که نمیتوان بر آن نام اساسی علمی را گذاشت اما فکر اجتماعی از دیر زمانی وجود داشته است وهم بشر برای درک مسایل اجتماعی کوشش فراوان نموده است اما آنها مسایل اجتماعی را در زمان خویش تحلیل و تجزیه کرده نتوانسته اند اما این سعی و تلاش بشر به بیهوده نرفته که در راه درک چگونگی زنده گی اجتماعی در حقیقت زمینه را برای به وجود آوردن جامعه شناسی به عنوان علم فراهم ساخته اند. کهن ترین کوش بشر در رابطه به زنده گی تلاشهای فلسفه و دانشمندان یونان باختر بوده است که در آثار فلسفی آنان مسایل اجتماعی تذکر یافته اما مساعی این فلسفه از تذکر خارج نگردیده زیرا آنها نیز نتوانسته اند حوادث اجتماعی را تحلیل و تجزیه نمایند که در قرن 16 عده از نویسنده گان ظهور کردند و مسایل اجتماعی و زنده گی انسانی را بر پایه حقیقت بیشتری مورد بحث قرار دادند که (ماکیاولی) از جمله آنها بود که وی در آثار خود به نام (شاهزاده) یک بحث جالبی را در پیرامون اصول مملکت داری را در یک کشور و همچنان صفات یک زمامداری پیروز را داده که کتاب او در حقیقت یک رهنمای نسبتاً علمی برای حکمرانان بود که چگونه بتواند قدرت و نظم را در جامعه حفظ نماید.
بعداً (توماسمور) یکی از نویسنده گان دیگر کتاب را بنام (مدینه فاضله) می نویسیدکه در آن یک کشور کاملاً بینواقص را شرح میدهد که همه مسایل اجتماعی در آن حل شده است و هم عدالت اجتماعی در آن حکمفرما می باشد و میگوید که این نوع جامعه را میتوان تنها بر اثر اجراء قوانین اجتماعی بوجود آورد. (جیوانی) نویسنده دیگری است که کتابی را بنام (علم جدید) مینویسد که جامعه باید بر طبق قوانین یا اصول اداره شود و همچنان (شارل لویی) در کتاب خود (روالقوانین) در باره قوانین اجتماعی و ارزش و اهمیت آن در جامعه بشری و هم تأثیر عوامل محیطی در حیات اجتماعات انسانی شرح و بیان مینماید. (ژان آنستوان) در کتاب خود بنام (سیر تاریخی پیشرفت ذهن بشر) اصول را برای تغییرات اجتماعی پیشنهاد مینماید که تأثیر فراوان در نظریات اجتماعی تاریخی بشری داشته و دارد.
خلاصه میتوان گفت که این دانشمندان و نویسنده گان خدمات بزرگی در سیاست و فلسفه و تاریخ اجتماعی انجام داده اند که از جمله پیرامون جامعه شناسی بشمار میروند و زمینه ایجاد علم جامعه شناسی را فرا هم ساخته اند.
4 – جامعه شناسی به عنوان علم:
چنانچه قبلاً گفتیم جامعه شناسی عبارت از مطالعه رفتار و کردار انسان در جامعه و هم مناسبات متقابل انسان ها در جوامع بشری میباشد که این علم از کیفیت و هدف اجتماعات انسانی چگونگی رشد و توسعه آن و هم تغییرات و تحولات انواع مختلف رسوم ، آداب و رفتار آن ها را در مورد مطالعه قرار میدهد.
مطالعه جامعه شناسی از دیر زمانی وجود داشته است که بشر برای درک آن کوشش های زیادی نموده است. اما اولین نویسنده که جامعه شناسی و تاریخ آنرا مورد مطالعه قرار داد( هانری کنت) میباشد که در سال 1839 عنوان جامعه شناس را بکار برد که هدف این علم شیوه های را که برای تحقیق جامعه لازم بود شرح داد و او آثار فراوانی را برای شناخت جامعه انسانی داشته که در آن تحقیق علم بشریت را نوشت. و همچنان که دانش بشر را در رابطه طبقه بندی کرد و شیوه های تحلیل و تجزیه آنرا وانمود کرد و اوسعی نمود که چگونگی اجتماع انسانی را در یابد و قوانین و اصول رشد و پرورش جامعه را روشن سازد. کنت اولین دانشمندی بود که نیاز ایجاد یک علم به خصوص برای مطالعه جامعه را احساس کرد و نخست بر آن فزیک اجتماعی و سپس جامعه شناسی نام نهاد و آنرا علم تجزیه و توضیح حوادث اجتماعی دانست و او عقیده داشت که یک حادثه اجتماعی را مانند یک حادثه طبیعی میتوان با بکار بستن شیوه تحقیقی مطالعه کرد و بدین طریق زمینه را برای پیدایش علم جامعه شناسی فراهم ساخت که به اساس تلاش ها و خدمات بیشتر و مفید آن در علم اجتماعی او را پدر جامعه شناسی یاد میکنند.
بعد ها نظریات کنت را دانشمندان دیگر بنام (هربت اسپنسر ) ادامه داد که جامعه شناسی با انتشار آثار اجتماعی اسپنسر استقبال کامل یافت و او به منزله یکی از درخشانترین چهره های دانش اجتماعی در دوره های اخیر بشمار میرفت. اسپنسر برای تحقیق آرمان های کنت تلاش های زیادی نمودو جامعه شناسی را با مفهوم وسعیش توضیح کرد و کتابی را بنام فلسفه ترکیبی منتشر نمود که قسمت اجتماعی آن اصول جامعه شناسی نام دارد. سپنسر در مطالعه حوادث اجتماعی شیوه های مختلف را به کار برد و با مطالعه و معلومات که آن زمان در باره زنده گی انسان اولیه وجود داشت به نتایج گران بهایی رسید یکی از جالبترین نظریه های اسپنسر نظریه تحول و تکامل است. و او بر آن است که اعضای بدن انسان تحول و تکامل مینماید و از یکسانی بر اختلاف و تنوع مبدل میگردد. همچنان در اجتماع نیز قانون سیر تکامل جاری است به نظر اسپنسر انسان های اولیه نوع ساده بوده اند که به تدریج به انسان های عالی و متمدن تبدیل شده اند. و نظریه جالب دیگری اسپنسر نظریه مقایسه جانی است که بر طبق آن جامعه انسانی را با اعضای بدن انسانها مقایسه مینماید که طی و سیر و تکامل جامعه شناسی بسیاری از نظریات اسپنسر قابل قبول و عده دیگر آن در زمان معاصر رد شده است. اما قابل تذکر است که کنت و اسپنسر از پایه گذاران علم جامعه شناسی به شمار میروند.
منشا جامعه و چگونگی توسعه آن
1 – اهمیت زنده گی اجتماعی به افراد جامعه
2 – منشا جامعه انسانی و نظریات جامعه شناسان در آن
الف – نظریات دانشمندان سازش و قرار داد اجتماعی
ب -ـــ نظریات هوا خواهان تحول طبیعی(جسیم) نظریات دانشمندان طرفدار مبارزه درتکامل اجتماعی
3 – زنده گی اجتماعی در میان حیوانات
4 – اختلاف بین اجتماعات حیوانی و انسانی
5 – معنی جامعه شناسی
1 – اهمیت زنده گی اجتماعی به افراد جامعه
نگاهی به تاریخ بشریت چه دوره های قدیم و یا چه دوران معاصر نشان میدهد که انسان همواره به حال اجتماع زنده گی نموده است. زیرا زنده گی در اجتماع آنقدر برای بشریت اهمیت دارد که خارج از اجتماع و اساساً برای انسان ها قابل تصور نیست زیرا تنها زنده گی اجتماعی است که انسان را از حالی حیوانیت خارج میسازد. برای اثبات این مطلب در اینجا داستان کودکان وحشی (کودکان گرگ) را مثال آورده میتوانیم. که آنها کودکان هستند که از اجتماع انسانی جدا شده و ناگزیر به زنده گی در میان حیوانات وحشی شدند که مجزا آنها را میتوان در کتاب کودکان گرگ و مرد وحشی مطالعه نمود. کودکان گرگ و مرد وحشی که آدمی زاده گرگ هنگامیکه در هندوستان کشف گردید بیشتر شباهت به خوبی درنده گان داشته و آنان سخن گفتن را نداشته و همچنان خالی از هر گونه عاطفه انسانی بوده اند که مانند حیوانات تقریباً با چهار دست و پا راه میرفتند. گوشت خام میخوردند به طور کلی عادات و رفتاری وحشیان جنگل بود. و سایر کودکان که در موارد مشابه کشف گردیدند از لحاظ قوه ذهنی غیر طبیعی بودند.
بنابر آن برای انسان خیلیها محال است بدون زنده گی در جامعه بتواند خوی و رفتار انسانی را کسب نموده و به مقام و منزلت شخصیت انسانی برسد. بلکه زنده گی در جامعه برای بشر ضرورت حیاتی دارد و به همین جهت است که میتوان نظریات دانشمندان و جامعه شناسان را تایید کرد که می گویند: اجتماع مقدم بر فرد است و از این لحاظ زنده گی فرد محصول فعالیت های متقابل از جامعه می باشد یعنی هیچ کس به تنها.................
2 – منشا جامعه انسانی و نظریات جامعه شناسان در آن
کشف منبع و منشاء جامعه و زنده گی اجتماعی انسان ها بسیار مشکل بوده زیرا در آغاز پیدایش جهان چه حوادث اجتماعی رخ داده است در باره آن مطبوعات بسیار نا چیز موجود داشته بناءً دانشمندان جامعه شناسی نتوانستن قادر به کشف منشاء اولیه بشر شود و آن را بررسی کند که در ابتدا چه نوع زنده گی اجتماعی وجود داشته است و به همین جهت است که افکار و اندیشه علما در باره منبع و منشاء جامعه متفاوت بوده و لازم میدانیم که نظریات تعدادی از دانشمندان جامعه شناسی را تذکر دهیم که چنین ابراز نظر نموده اند.
الف – نظریات دانشمندان سازش و قرار داد اجتماعی
منشاء جامعه و زنده گی اجتماعی انسانها در آثار فلسفی فلسفه یونان تذکر یافته است اما آغاز منشاء جامعه را نتوانسته به صورت دقیق تر آن دریابند. که نظریات آنها به عصر تصور و خیال استوار بوده است اما بعدها یکی از دانشمندان جامعه شناسی(توماش هوبز) نظریات خویش را در باره منشاء جامعه انسانی چنین ابراز داشت: انسان در آغاز اندک بیشتر از حیوان عقل داشته است. و بطور منزوی (جدا) از یکدیگر زنده گی میکردند که تمام کار و فعالیت او مصروف ارضای غرایض و تمایلات خود ش بوده است و همچنان مینویسد انسان اولیه با همنوعان خویش در جنگ و ستیز بوده و هم در محیط و وحشت میزیسته است و همیشه بیم آنرا داشته که مبادا مفرد جمله همنوعان خویش متحد گردند و با همسایه گان شان در صلح و صفا بسر برند خواهند توانست از محیط ترس و وحشت که در آن زنده گی می نمایند رهایی یابند. و در نتیجه به مرور زمان به همدیگر کنار آمده و نسبتاءً یک جامعه ابتدایی را تشکیل دادند.
(جان لوک) یکی از دانشمندان جامعه شناسی بوده و او عقیده داشت که محیط اولیه زنده گی بشر نسبتاءً در یک جنگ و ستیز قرار داشته و همچنان بشر به یک قرار داد و سازش روی آورده سر انجام گروه های وسیع تر را تشکیل دادند که به تدریج بر تشکیل یک جامعه انسانی رسو در قرن 18 در باره منشاء جامعه شناسی چنین اظهار نظر می نماید: انسان اولیه کاملاً وحشی و ستم گر بوده و بر اثر جنگ و جدل تلفات سنگین را متحمل شدند که به مرور زمان و به خاطر بقای خویش به تدریج احساس نمودند به اساس سازش و قرار داد به صلح و امنیت نایل آیند( ویکو) دانشمند ایتالیوی عقیده داشت انسان در آغاز در حالت غیر اجتماعی به شکل وحشی و ستم گر بسر می برد به مرور زمان به پرتو آگاهی از حالت قبلی خویش رهایی یافت و هم انسان از ترس حوادث اجتماعی و هم قوه طبیعی که خود را در آن عاجز بی یار وبی مدد احساس میکرد و مجبور به اجتماعی شدن گرائید. چون این دانشمندان پایه جامعه شناسی را به اساس یک نوع قرار داد و سازش میدانستند و آنها را به عنوان هوا خواهان نظریه قرار داد اجتماعی نام نهاد.
نظریات هوا خواهان اصل تحول طبیعی:
یکی از علما جامعه شناسی سپنسر عقیده داشت که جامعه انسانی مانند هر پدیده و حوادث اجتماعی از یک مرحله ساده به یک مرحله مرکب تحول تحول می نمائید در این تحول مرحله به مرحله صورت گرفته و در طی این مراحل تحولات اجتماعی وجود میداشته باشد که جامعه انسانی نیز از یک مرحله وحشی گری طی مراحل مختلف بلاخره به مرحله تمدن رسیده است. وبه نوبه خود چندین مرحله را طی نموده که به عقیده او جامعه اولیه بشری دارای خوی و عادت بر خاشگر و ستیزه جو گر بوده اما به تدریج در طی مراحل مختلف آرامش طلب شده است زیرا جریان تحول جای روح پرخاشگری را به مرور زمان گرفته است و همچنان او متقعد است که روح جنگ جویی و پرخاشگری انسان اولیه در تشکیل دسته های اجتماعی بسیار مؤثر بوده است. که این جنگ ها با عث آن شده است که حالت توازن را در جامعه بر قرار نماید و ایجاد این موازینه ها بین گروه های انسانی و هم سعی و تلاش آنها با عث تشکیل ابتدایی ترین جامعه از آرامش بر خوردار گردیده است. اما سعی و تلاش انسان با روحیه جامعه مطابقت نکند در تسخیر شرایط و اوضاع اجتماعی کاملاً بی ثمر بوده بناءً انسان ها نا گذیر شدند تا وضع و روحیه زمان خود را تطبیق دهند.
(کوالوفسکی) یکی از دانشمندان جامعه شناسی بوده و بر این عقیده بود که بد وی ترین مرحله سازمان اجتماعی خانواده نیمه مبشکل اولیه است که در آن مادران نقش اساسی را بازی کرده که دوران مادر سالاری را حکم فرما نمودند و این خانواده ها بعد از طی مراحل تبدیل به قبیله شدند وبه مرور زمان آهسته آهسته نقش اساسی خانواده به عهده پدر گذاشته شد یعنی نظام پدر سالاری به وجود آمده بعد از طی مراحل مختلف یک نوع حاکمیت قبیلوی به شکل ملوک الطوایفی تشکیل گردید که تا دیر زمانی در جوامع قدیم و هم جدید حکم فرما بود بلاخره سیستم ملوک الطوایفی نیز بعد از طی مراحل مختلف آهسته آهسته سر انجام جای خود را به نظم خوبتر که مبنی به مساوات و آزادی بین انسان ها است داده است.
نظریات طرفداران مبارزه در تکامل اجتماعی:
(حاگیهوت) یکی از دانشمندان جامعه شناسی به این نظر است که جامعه شناسی به اثر مبارزه و تلاش تکامل میابد زیرا مبارزه جد وجهد ادامه زنده گی بشریت است که جامعه انسانی به وسیله رشته های عادات رسوم به اساس مجبوریت ها و نیازمندی های آنها به هم پیوسته بوده که این عادات و رسوم را پذیرفته در ان زمان جامعه و افراد آن به سهولت تحت تابعیت نظم اجتماعی قرار گرفته و افراد جامعه وحدت هدف و همکاری عمومی را تأمین مینامند به مرور زمان قسمت اعظم جامعه با هم متحد شده درآن زمان بر دیگران که از اتحاد و اتفاق بر خوردار هستند مسلط گردیده و هم آداب و روسوم و فرهنگ خویش را بر ضعیفان تحمین میسازند و بدین وسیله نیرومندترین گرده از میان جوامع مبارز به حیات خویش ادامه میدهد. گمپلوویچ نیز از دانشمندان جامعه شناسی بوده و او مبارزه را به اساس حفظ و تشکیل جامعه انسانی میداند وبه نظر او جوامع انسانی دارای خصوصیت همبسته گی است که افراد جامعه نیز دارای این حس میباشد که بدون این اتخاز و همبسته گی هیچ جامعه نمیتواند تشکیل یابد و این حس اتحاد با عث ان میگردد که افراد جامعه به یکدیگر نزدیک شده و تحت لیوای اتحاد و اتفاق یک جامعه نیزومند را تشکیل داده و به زنده گی خود ادامه داده و بر ضعیفان غالب شوند و او عقیده دارد که مبارزه کیفیت است که در پرتو آن تحول اجتماعی صورت میگیرد.
3 – زنده گی اجتماعی در میان حیوانات:
زنده گی اجتماعی تنها به انسانها محدود نبوده و یا این که نه تنها با انسان آغاز میگردد بلکه در میان حیوانات نیز زنده گی اجتماعی منظم تر را می یابید چنانچه دسته از حشرات به حشرات اجتماعی مصروف اند زیرا آن ها نیز سازمان زنده گی اجتماعی خیلی منظم مرتب را دارند که از نمونه های بارز آنها میتوان مورچه، زنبور و زنبور عسل را نامبرد آنها همواره در اجتماع زنده گی کرده و همچنان از اصول تقسیم کار، همکاری حس مالکیت، ارتباط با یک دیگر و هم تعاون مشترک پیروی می نمایند. همچنان در میان پرنده گان نیز آثار زنده گی اجتماعی از قبیل تلاش و فعالیت اشتراکی، تقسیم کار، ارتباط با یک دیگر و مشخصات دیگری اجتماعی کاملاً مشهود است. وقتی به پستانداران میرسیم زنده گی اجتماعی آنها فوق العاده نزدیکتر به زنده گی اجتماعی انسانها می گردد زیرا وجوع مشابهت بین زنده گی اجتماعی میمونها و خصوصاً شمبانزی و زنده گی اجتماعی انسان بسیار قابل توجه است. ( کوهلر) یکی از روان شناسان معروف امریکایی کتاب را بنام ( نیروی فکری میمونها) نوشت و در آن توضیح کرد که زنده گی اجتماعی میمونها تقریباً دارای خصوصیات مشابه زنده گی اجتماعی انسان ها البته به طور ساده تر آن بوده که کلیه عواطف انسانی مانند: عشق ، محبت ، عدالت ، دوستی، دشمنی، سوگواری بخاطر از بدست دادن عزیزی، حس شدید مالکیت و همدردی اجتماعی در آنها به مشاهده میرسد.
اختلافات بین اجتماعات انسانی و حیوانی:
چنانچه قبلاً مشابهت های زیادی بین زنده گی اجتماعی انسان و جماعات حیوانی را مورد بر رسی قرار دادیم اما با وجود این مشابهت ها بین زنده گی اجتماعی آنها تفاوت های بزرگی وجود دارد در حقیقت این فرق در زنده گی اجتماعی آنها به اندازه کافی و شدید است که جامعه انسانی را به کلی از جامعه حیوانی متمایز می سازد زیرا حیوانات با این که قدرت آموختن و تقلید را دارند اما با این همه قدرت شان آنقدر محدود است که اساساً قابل مقایسه با قدرت انسانی نمی باشد زیرا زنده گی اجتماعی حیوانات کاملاً متکی بر غریضه بوده که نسل به نسل دیگر یکسان و بدون هیچ گونه نعغیر ادامه میابد به طور مثال لانه های زنبور و سایر حیوانات نظر به تحقیقات باستان شناسان بیش از چند میلیون سال به همان طوریکه است وجود داشته و آنها نشان می دهند که زنبور های عصر عتیق نیز از لحاظ روش زنده گی هیچگونه فرق با زنبور های امروزی نداشته اند در حالیکه جامعه انسانی چنین نبوده بلکه انسان ها خود را با شرایط مختلف و موارد گونا گون زنده گی خود را مطابقت داده و برای حل مسایلی حیاتی خویش به ترتیب پیش میروند که راه های سالم و درست را می اندیشند و در نتیجه کار و فعالیت جامعه انسانی بلاخره اشکال مختلف را به خود میگیرد زیرا انسان ها توانایی و قدرت آنرا داشته و دارند تا نیاز مندی های خویش را به وسیله کار و فعالیت رفع نمایند و انسانها از همه اولتر به حمایت خود در مقابل حوادث طبیعی از قبیل : زلزله، گرمی ، سردی شدید، طوفان و سایر حوادث نیازمند بوده وهستند بناءً برای حمایت خویش از آن حوادث در مناطق مختلف نظر به وضع و شرایط طبیعی آن مساکن و پناه گاه های متفاوت را میسازند که انسان مساکن مختلف در جاهای متفاوت ساخته و حتی در بسیاری از موارد اساساً خانه نمی سازد بلکه به پناه گاه های طبیعی مانند: مغاره ها پناه برده و یا به دشت ها از خانه های مختلف استفاده مینمایند.
بنابراین بشر به خاطر تأمین احتیاجات و رفع نیازمندی های مادی و معنوی خویش تغیرات و تحولات بزرگ را در زنده گی اجتماعی بدست آورده است و هنوز پیوسته در تحول و در تکامل میباشد. زیرا بشر از لحاظ تفکر و اندیشه همیشه در تکمل و تحول بوده و هرگز به زنده گی یکسان و یک نواخت قناعت نکرده است. بلکه پیوسته تجسس و تکافو اصلاح وضع خود و زنده گی اجتماعی خود بوده و دایماً در تکافوی آن بوده و است، که نیاز مندی های روز افزون خویش رابه طور جدید و معاصر بهتر و خوبتر تأمین نماید.
معنی جامعه شناسی:
علما و دانشمندان بزرگ نظر به تخصص و دیدگاه شان جامعه را به عبارات گوناگون و به انواع مختلف تعریف نموده اند. که قرار ذیل آنرا شرح میدهیم.
یکی از دانشمندان جامعه شناسی نظریات خویش را در رابطه به جامعه انسانی چنین ابراز مینماید: جامعه انسانی مشابه به سیستم بدن انسان بوده که وظایف آن نیز بسیار نزدیک به وظایف بدن انسان می باشد. و او در کتاب خود ( اصول جامعه شناسی) این مشابهت را مقایسه نموده چنین مینویسد:( جامعه مانند بدن انسان تابع تحول و تکامل بوده و هر دو با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند. و همچنان هر دو از یک سیستم خاص گرداننده بر خور دار بوده البته این دستگاه در انسان سیستم عصبی و در جامعه عبارت از دستگاه دولت میباشد. که این هر دو از یک دستگاه توضیح و تقسیم خاص بر خوردار اند. که در انسان عبارت از گردش خون و در خطوط ارتباطی دولت است. اگرچه اسپنسر بار ها تأکید نموده که هدف این مقایسه توزیح حقایق در رابطه به سیستم جامعه انسانی بوده و او قسماً اختلاف های موجود بین بدن انسان و جامعه انسانی را خاطر نشان ساخته است و او تذکر میدهد که استفاده از مشابهت ها در بین آنان در جهت تحلیل و تجزیه بسیاری از حوادث اجتماعی به کار برده است.
یکی از جامعه شناسان(سمنر) درکتاب خود بنام( جامعه شناسی ) جامعه انسانی را چنین تعریف نموده است. ( جامعه عبارت است از تشکلی از دسته های مردم که به اشتراک زنده گی کرده و میکوشد به اتفاق و اتحاد احتیاجات زنده گی خویش را تأمین نموده و بر اساس معاونت به یکدیگر به حیات خویش ادامه دهند.
(ادوارد) یکی دیگر ازدانشمندان جامعه شناسی جامعه را به طور ساده تر تعریف مینمایدکه: ( جامعه عبارت از دسته ای از مردم است که به حال تعاون و بخاطر بدست آوردن هدف مشخص در اشتراک زنده گی مینمایند) با در نظر داشت تعریف های فوق در باره جامعه میتوان گفت که ( جامعه عبارت از دسته از افراد بشر است که بر اثر سنت ها، عادات و رسوم شیوه زنده گی و فرهنگ مشترک به یک دیگر پیوسته اند. و هر فرد احساس میکند که به این دسته تعلق داشته باشد)
جامعه شناسی یکی از رشتههای علوم اجتماعی است که زندگی اجتماعی را در جوامع تطور یافته با روش علمی مورد مطالعه قرار میدهد, اما باید متذکر شد که زندگی اجتماعی موضوع بحث کلیه علوم اجتماعی است که هر کدام به جنبه خاصی از حیات اجتماعی توجه دارند, مثلاً علم اقتصاد یکی از علوم اجتماعی است که جنبه مادی زندگی انسان و خصوصاً مسائل مربوط به تولید کالا, جریان ,توزیع ,مبادله و مصرف را مطالعه میکند. علم حقوق به وضع قوانین و چگونگی اجرای آن در جامعه میپردازد و قوانین حاکم بر روابط افراد جامعه را مورد پژوهش قرار میدهد. علم سیاست درباره انواع حکومت مطالعه میکند . روانشناسی اجتماعی خصوصیات روانی فرد را در جامعه مورد بررسی قرار میدهد و از روابط فرد و جامعه و روابط افراد با یکدیگر و تاثیرات متقابل آنها سخن میگوید. مردم شناسی دانشی است که به مطالعه وتحقیق در فرهنگ بویژه فرهنگ مردم ابتدائی در جوامع تحول نیافته میپردازد. علم جمعیت خصوصیات جمعیتی و ترکیب های سنتی و جنسی و توزیع و تراکم و حرکات جمعیت را مورد بررسی قرار میدهد. بنابراین باید تفاوت جامعه شناسی را با دیگر علوم اجتماعی معلوم کرد و موضوع آنرا مشخص ساخت . قبل از هر چیز باید بگوئیم که تعریف جامعه شناسی بصورتی که همه خصوصیات آن در قالب عبارتی محدود بیان شود امری دشوار بنظر میرسد ,زیرا جامعه شناسی علمی است جوان که با سرعت رو به تکامل میرود. بهمین دلیل است که جامعه شناسان بر حسب تمایلات علمی و طرز فکر و روش خاص خود تعاریف گوناگونی از این دانش بدست دادهاند. اگوست کنت فرانسوی نخستین کسی است جامعه شناسی را بعنوان علم مستقلی اعلام کرد و آنرا در طبقهبندی علوم جای داد. کنت بکار بردن تجربه را در شناسایی جامعه تجویز کرد و بدین ترتیب پایه جامعه شناسی علمی را بنا نهادو از همین روست که بعنوان پدر جامعه شناسی معروف گردید. بنظر این دانشمند جامعه شناسی علمی است که پدیدههای اجتماعی را با روش علمی مورد بررسی قرار میدهد, یعنی بجای خیال پردازی و فلسفه بافی درباره امور اجتماعی باید بروش علمی یعنی همان علوم طبیعی که مبتنی بر مشاهده , آزمایش و تجربه است توسل جست. اگوست کنت تمدن بشر را زائیده ترقی فکر او میداندو معتقد بود در همه علوم این پیشرفت شده است جز در علم اجتماعی جامعه شناسی باید این خلاء را پر کند . او به این دانش نخست نام فیزیک اجتماعی را اطلاق کرد زیرا عقیده داشت که باید با روش علمی که علوم طبیعی معمول است به کار شناختن جامعه پرداخت . امیل دورکیم یکی دیگر پیشقدمان جامعه شناسی است که در ارائه جامعه شناسی به مثابه علمی مستقل همانند علوم تجربی اصرار زیاد داشته است . وی عقیده دارد که امر اجتماعی را جز با امر اجتماعی دیگر نمیتوان تبیین نمود و با کاربرد افکار فلسفی در جامعه شناسی بشدت مخالف است . بنظر دورکیم امور اجتماعی را باید مانند اشیاء تلقی نمود زیرا بهمین نسبت این امور عینیت داشته و ملموس میباشند. در تعریف جامعه شناسی وی میگوید : جامعه شناسی علم به نهادهای اجتماعی است. هر یک از جامعه شناسان تعریف خاصی برای جامعه شناسی ارائه دادهاند. ژرژ گوریچ جامعه شناسی معاصر فرانسوی در مقالهای تحت عنوان موضوع و روش جامعه شناسی پس از اینکه بسیاری از این تعاریف را در میکند سرانجام خود تعریفی بدین مضمون ارائه میدهد که : جامعه شناسی علمی را که پدیدههای اجتماعی را در همه سطوح و با در نظر گرفتن تحولات آنها , و نیز گروههای کوچک و جوامع بزرگ را از نظر سیرتکوینی و اضملال آنها مورد مطالعه قرار میدهد. ساموئل کنیگ جامعه شناسی را علم مطالعه رفتار و کردار آدمی در گروه از یک طرف و چگونگی مناسبات متقابل افراد از طرف دیگر میداند. در تعاریف مذکور هر چند که اشتراک در مفهوم وجود دارد ولی تفاوتهایی هم از لحاظ هدف ونقطه نظرهای اصلی مشاهده میشود. بخصوص در میان دو دسته از جامعه شناسان امریکائی و اروپائی , جامعه شناسان اروپایی در تعریف از جامعه شناسی بیشتر به ساخت و ترکیب جامعه و قالب های کلی آن اهمیت میدهند در حالیکه برای جامعه امریکایی آنچه که بیشتر از هر چیز اهمیت دارد روابط افراد و کنش های گروهی است . در کشورهای سوسیالیستی جامه شناسی رنگ و محتوی متفاوتی دارد. در این کشورهای جامعه شناسی متاثر از ایدئولوژی مارکسیستی است . و به هیات کلی جامعه نظر داردو در صدد پیش بینی تحولات آن در آینده است. در حالیکه جامعه شناسی در آمریکا به توصیف امور اجتماعی بطور جزئی میپردازد و بیشتر جنبه تحلیلی و تجربی دارد. بطور کلی میتوان از تعاریف فوق تعریفی کوتاه و در عین حال جامع بقرار زیر ارائه نمود: "جامعه شناسی یکی از رشته های علوم اجتماعی است که پدیدههای اجتماعی را در جوامعه تطور یافته (تحول یافته) با روش علمی مورد مطالعه وبررسی قرار میدهد." بر اساس تعریف فوق پدیدههای اجتماعی بطور کلی شامل تمام امور وپدیدههایی میگردد که دارای ویژگی جمعی بوده واجزاء و عناصر مختلف تشکیل دهنده جامعه انسانی محسوب میگردند این امور را میتوان در سه دسته امور مربوط به مرفولوژی اجتماعی (ریخت شناسی اجتماعی),امور مربوط به ساخت درونی جامعه (فیزیولوژی اجتماعی) و امور مربوط به رفتارهای گروهی و جمعی(شامل هیجانات و جریانات اجتماعی)جای داد .
جامعه شناسي سياسي
واژه جامعه شناسی سیاسی (Political Sociology) که در واقع یکی از گرایش هایی است که موضوع مطالعاتش در مرز بین جامعه شناسی و علوم سیاسی است و دربرگیرنده ی دو معنای عام است. از یک سو، جامعه شناسی سیاسی، اشاره ای به شیوه ی اتخاذ شده در روابط فرد و دولت، دارد. در این مفهوم، جامعه شناسی سیاسی و نهادهای سیاسی بیانگر میزان تاثیر فرهنگ و ساختار و بافت اجتماع، بر روی باورهای سیاسی و نهادهای سیاسی موجود در جامعه است. با تکیه بر این تعریف، موضوع های پژوهشی جامعه شناسی سیاسی، پدیده هایی از قبیل جنبش های اجتماعی، باورها و بینش های سیاسی اعم از باورهای سیاسی جزء (1) و کل(2)، احزاب و سازمان های سیاسی، مشارکت های سیاسی و رهبریت یا رهبران سیاسی را دربرمی گیرد. افزون بر این، پدیده های مورد بررسی در جامعه شناسی سیاسی که در سطح ساختار نظام قرار دارند. مثل سازمان ها، نهادها، دولت و حکومت، هم در سطح جزء هم در سطح کل، مورد پژوهش قرار می گیرند. البته زمانی که پژوهش در مورد پدیده های واحد یا فرد (Actor) الزاما در سطح جزء انجام می پذیرد. از سوی دیگر، واژه ی جامعه شناسی سیاسی در یک مفهوم خاص تر، به پژوهش و بررسی پدیده های سیاسی با کمک گرفتن از ابزارهای نظری و شیوه های سنجش افکار، گفته می شود که در درون این تفکر به وجود آمده و تکامل یافته است. در این مفهوم، بخش قابل توجهی از پژوهش های جامعه شناسی سیاسی از یک آداب و رسوم نظری و بینش علمی رفتارگرایی(3) الهام گرفته است. بینش علمی رفتارگرایی به عنوان یک روش پژوهشی و مطالعاتی در درون جامعه شناسی سیاسی، حوزه ی پژوهشی خود را متوجه واحد یا فرد(4) به عنوان مرکزی ترین موضوع و واحد پژوهش قرار داده است. یکی از عواقب بارز این انتخاب (رفتارگرایی) الویت دادن به روش های کمی(5) است. اما قابل توجه است که در دهه های اخیر، بویژه از اوایل هزاره ی سوم میلادی، روش های کیفی از نوع استقرایی در سنجش افکار و تجزیه وتحلیل گفتمانی (Discurs Analysis) بیشتر و بیشتر از قبل مورد استفاده جامعه شناسی سیاسی قرار گرفت. از دیگر شاخص های بارز این واژه، پژوهش و مطالعه درباره ی مقوله ها و پدیده هایی از قبیل قشر، طبقات و طیف های اجتماعی، دسته و طبقه بندی های اجتماعی، نقش و موقعیت های اجتماعی، کشمکش و اختلاف اجتماعی، عدالت اجتماعی یا عدم وجود آن، قدرت و ساختار اجتماعی آن و نفوذ اجتماعی است. در عین حال، می توان ادعا کرد که جامعه شناسی سیاسی ارتباط تنگاتنگ عملی و روشی با روانشناسی سیاسی دارد به این مفهوم که در این دانش، پدیده های سیاسی با استفاده از ابزارهایی که از علم روانشناسی به عاریه گرفته شده، مورد پژوهش قرار می گیرد.
از متفکران بنام جامعه شناسی سیاسی، می توان به کارل مارکس (1883 - 1818 Karl Marx)، ماکس وبر (1920 - 1864 Max Weber) و دیگر متفکران کلاسیک طرفدار نظریه و بینش الیتیسم (Elitism) اشاره کرد. قابل توجه است که خود ترکیب جامعه شناسی سیاسی، بعد از پایان جنگ جهانی دوم مورد استفاده پژوهشگران و متفکران قرار گرفت.
بسياري از محققین ابنخلدون را پدر جامعهشناسی میشناسند.
امیل دورکیم فرانسوي، ماکس وبر و گئورگ زیمل آلماني، رابرت پارک آمریکايي از ديگر جامعه شناسان مطرح هستند.
غلامحسين صديقي در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی جامعهشناسی در ایران را
بنيان نهاد.
جامعهشناسان از روشهای مشاهدهای مختلف، نظرسنجی و مصاحبه، تحلیلهای آماری، آزمایشهای کنترل شده، و روشهای دیگر بهره میجویند.
نظريات جامعه شناسي
ابن خلدون
ابوزید عبدالرحمن بن محمد بن خلدون تاریخنگار، جامعهشناس، مردمشناس و سیاستمدار مسلمان است. وی را از پیشگامان تاریخنگاری به شیوهٔ علمی و از پیشگامان علم جامعهشناسی میدانند که حدود ۴۰۰ سال پیش از اگوست کنت - مؤسس علمی به نام جامعهشناسی (به فرانسوی: La sociologie) در فرانسه - میزیست. ابنخلدون این علم جدید را عمران نام نهاد.
وی در ۴۲ سالگی به نگارش کتابی پیرامون تاریخ جهان رو آورد که مقدمهٔ آن بیش از خود کتاب شناخته شدهاست. این کتاب، به دلیل سبک بدیع و نگرش نوینش، توجهات بسیاری را به خود جلب داشت و از دلایل اصلی شهرت وی است. کتاب او با نام «مقدمه ابن خلدون» در ایران شهرت دارد و توسط محمد پروین گنابادی به فارسی ترجمه شدهاست.
او به عنوان بزرگترین اندیشمند شرق شناخته میشود. در کتاب مقدمهٔ وی از تکرار تاریخ در یک چرخه شش نسلی سخن گفته. این چرخه از آغاز یک اجتماع با تکیه بر کشاورزی سپس فنون آغاز میشود. در آخرین مرحله اجتماع چنان قدرتمند میشود که مردم آن به هنر و موسیقی روی میآورند و پس از آن مردم از فرط امنیت و بینیازی تعصب خود را نسبت به جامعه از دست میدهند تا اینکه قوم دیگری آن جامعه را از خارج فتح میکند و در اینجا تاریخ بر همین منوال تکرار میشود. او برای مثال میگوید که پارسها از عربها شکست خوردند عربها از ترکان غزنوی و سلجوقی و ترکان نیز از مغولها شکست خوردند. اگرچه عقاید ابن خلدون تحت تأثیر افکار افلاطون و به خصوص سیاست ارسطو است اما این دانشمند توانسته با اندیشهٔ یونانی و با نگاه ژرف و تجربهٔ طولانی خویش به عنوان سیاستمداری کارکشته تئوریهای نوین جامعهشناسی خود را توسعه دهد.
از ابن خلدون به عنوان بنیانگذار علم تاریخ هم یاد میشود. او در همین کتاب برای نخستین بار شیوههایی علمی برای استخراج حقیقت از منابع دست اول را طراحی کرده.
قرون ۱۸ و ۱۹ میلادی
اگوست کنت
علم جامعهشناسی در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی به وجود آمد اگر چه از سنت عقلگرایی موجود که در ابتدا توسط فلاسفه یونان باستان بنا شده بود بهره جستهاست. واژهٔ فرانسوی Sociologie نخستین بار در ۱۸۳۷ توسط اگوست کنت فیلسوف فرانسوی ابداع شد، هر چند او را مؤسس رشتهٔ علمی جامعهشناسی بهحساب نمیآورند.[۲] کنت با الهام گرفتن از علم فیزیک و ملاحظهٔ موفقیت آن، هدفش را یافتن قوانین همواره صادق حاکم بر جوامع انسانی توسط یک روشی علمی تعریف کرد. کنت در ابتدا علماش را فیزیک اجتماعی نامید، اما بعدها نام آنرا به جامعهشناسی تغییر داد. او میخواست چیزی مشابه آنچه در فیزیک انجام شده بود را در جوامع انسانی پیادهسازی کند. افراد دیگری نیز در قرن ۱۹ میلادی مانند کارل مارکس بودند که خود را جامعهشناس نمیخواندند ولی امروزه به عنوان پایهگذاران این رشته شناخته میشوند. جدا از این افراد، در قرن ۱۹ میلادی روشهای مطالعات آماری نیز تدوین شد که بعدها در تدوین رشته جامعهشناسی مورد استفاده قرار گرفت.
شناخته شدن به عنوان یک رشته دانشگاهی و توسعه
امیل دورکیم
جامعهشناسی برای اولین بار در سالهای ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ میلادی به عنوان یک رشته دانشگاهی شناخته شده و در دانشگاهها شروع به تدریس شدن کرد. اولین مکتب جامعهشناسی مکتب دورکیم بود. این مکتب که توسط جامعهشناس فرانسوی امیل دورکیم تأسیس شد تأکید زیادی بر وجود واقعیتهای در سطح اجتماع داشت که مستقل از ویژگیهای روانی مختلف تک تک افراد. جهت تلاش برای یافتن این حقیقتها و ارتباط آنها با هم، این گروه از جامعهشناسان شروع به بررسی جوامع انسانی بدوی کردند. در فرانسه و در کشورهای انگلیسی زبان تلاش بر این بود که مدلهایی از ساختارهای اجتماعی به تقلید از آنچه در رشته فیزیک انجام میشود ارائه کنند.
ماکس وبر
اقتصاددان و مورخ ماکس وبر در تثبیت جامعهشناسی به عنوان یک رشتهٔ دانشگاهی در آلمان در دهههای اول قرن بیستم نقش عمدهای بازی کرد. جامعهشناسان آلمانی بر خلاف جامعهشناسان فرانسوی و انگلیسی زبانان بجای تقلید از روش مدل سازی رایج در علوم فیزیکی بیشتر متاثر از تحلیلهای تاریخی و تحت تأثیر دیدگاههای مارکسیستی قرار داشتند. در بریتانیا رشتهٔ جامعهشناسی تا حدود سالهای ۱۹۶۰ میلادی تنها در یک مؤسسه آموزشی (The London School of Economics) تدریس میشد، و علاقهها بیشتر به یافتن تغییرات تکاملی جامعهٔ بریتانیا و حل مسائل مربوط به ادارهٔ حکومت محدود میشد.
جامعه شناسي در ایران
جامعهشناسی در ایران توسط غلامحسین صدیقی (تولد: ۱۲۸۴ هجری شمسی) در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی بنیان نهاده شد. صدیقی که مدرک دکترای خود را در فلسفه و علوم اجتماعی از دانشگاه پاریس اخذ کرده بود، پس از بازگشت به ایران در دانشسرای عالی دانشگاه تهران به تدریس جامعهشناسی و تاریخ فلسفه پرداخت. تلاشهای اصلی صدیقی «اشاعه و کاربردی نمودن شناخت علمی پدیدههای اجتماعی و بستر سازی و برپایی ساختارهای سازمانی مناسب برای توسعه علوم اجتماعی» بود.
زيرشاخه هاي رشته جامعهشناسی
برای مدت طولانی جامعهشناسان به واکاوی تغییرات تاریخی جوامع غربی و تحلیل روابط و وابستگیهای بین مؤسسات اجتماعی مختلف و ملزومات زندگی اجتماعی مانند اقتصاد، حکومت، خانواده و مذهب میپرداختند. به عبارت دیگر، تلاش جامعهشناسان ادغام نظریات و دادههای جمعآوری شده و اکتشافات علوم اجتماعی مختلف بود. امروزه این موضوعات در زیررشتهٔ نظریههای جامعهشناسی مورد بررسی قرار میگیرند. این زیررشته همچنین مفاهیم اصلی زندگی اجتماعی را مورد تحلیل قرار میدهد و بر خلاف تحلیلهای قرن ۱۹ میلادی، تأکید زیادی روی جمعآوری دادههای آماری و تحقیقات میدانی دارد.
نمونههایی از زیر رشتههای جامعهشناسی عبارتند از ازدواج و خانواده، برابری اجتماعی و طبقهبندی اجتماعی، روابط نژادی، رفتارهای منحرف، جوامع شهری، و مؤسسات پیچیده.
نظریههای جامعهشناسی
نظریههای جامعهشناسی چهارچوبهایی نظری هستند که جامعهشناسان از آنها برای توضیح و تحلیل فعالیتها، فرآيندها و ساختارهای اجتماعی استفاده میکنند. نظریههای جامعهشناسی به سه دسته کلی تقسیم میشوند.
دستهٔ اول نظریاتی هستند که با الهام از روش اتخاذ شده در علوم طبیعی، و با هدف یافتن قوانین جامع حاکم بر اجتماع انسانها ایجاد شد. نظریه پردازان در این رشته تلاش دارند که روابط علت و معلولی حاکم بر جوامع انسانی را کشف کنند. قوانین و مدلهای پیشنهاد شده میبایست بگونهای بیان شده باشند که صحت آنها آزمایش پذیر باشد. به عبارت دیگر جمعآوری دادهها این نظریات را تأیید و یا تکذیب بکند. مثال بسیار معروفی از این گونه از نظریات مقاله معروف و تأثیرگذار ماکس وبر دربارهٔ ساختارهای اداری (bureaucracy) میباشد. این مقاله شالودهٔ بسیاری از تحقیقات بعدی در این زمینه را بنا نهاد.
دستهٔ دیگری از نظریات اجتماعی بجای بررسی دادههای تجربی فرآيندهای اجتماعی، مسائل پایهایتر و درونیتر را مورد بحث قرار میدهند. برخی از این مطالعات به خصوص به بررسی «رفتار» و «نظم» میپردازند و سعی در پاسخ به سؤالاتی مانند آنچه در زیر آمده میکنند: آیا رفتارهای اجتماعی عملگرا و هدفگرا هستند یا اینکه توسط ملاحظات زیبایی شناسی، عاطفی و اخلاقی شکل گرفته و هدایت میشوند؟ آیا الگوهایی که در رفتارهای اجتماعی مشاهده میشود ناشی از کنترلی است که مؤسسات بر اشخاص از طرق اخلاقی و یا اعمال زور دارند، یا اینکه ناشی از مذاکرات عملی است که بین افراد مختلف هنگامی که باید تصمیمی لحظهای در شرایط غیرقابل پیشبینی شده در زندگی روز مره بگیرند، میباشد؟ نظریات در این دسته بر نقش عاطفه در رفتار و نیاز به هماهنگی در ایجاد نظم تأکید دارند.
دستهٔ سوم از نظریات بصورت غیر مستقیم از روشهای هرمنیوتیک سعی در یافتن معانی و قصدهای متونی را میکند که در یک جامعه به شهرت رسیدهاند، و از این طریق و بصورت غیر مستقیم سعی در پاسخ به سؤالات مورد علاقه جامع شناسان میکند.
روشهای تحقیق در جامعه شناسي
گروهی از روشهای تحقیق در علوم اجتماعی به صورت کلی و در جامعهشناسی بصورت خاص بر پایهٔ مقایسه و تطبیق بنا شدهاند. بگفتهٔ غلامرضا غفاری - عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران- «در واقع میتوان گفت که اساساً علم و شناخت از طریق مقایسه حاصل میشود اما موضوعی که وجود دارد، اختلاف بر سر سطح این مقایسهها است». توصیفات نیز در واقع گونهای از مقایسه هستند زیرا هرگونه توصیف نسبت دادن یک ویژگی خاص به یک شئ است؛ که این خود وجود اطلاعات قبلی راجع به آن ویژگی را خواهان است (بنابراین گونهای از مقایسه و تطبیق صورت میپذیرد). بدین سان یکی از روشهای غالب تحقیق در جامعهشناسی مقایسهٔ دو جامعه با یکدیگر و یا مطالعهٔ یک جامعه در سطوح مختلف (در سطح کلان و گاهی درون سیستمها) میباشد. اما به نظر میرسد مهمترین روش تحقیق در جامعهشناسی روش پیمایش باشد که طی آن محقق با دریافت اطلاعات از یک نمونه کوچک با روشهای علمی آن اطلاعات را با استفاده از روشهای آماری مربوطه به جامعهٔ اصلی تعمیم میدهد. گروهی از روشهای تحقیق دیگر در پی شناسایی متغیرهای مستقل و کشف الگوهای ارتباطی میان متغیرها میباشد.
تحقیق در جامعه شناسی را معمولاً در شش مرحله قرار می دهند.: انتخاب موضوع یا برخورد با مشکل؛ تحدید و تعریف موضوع؛ تدوین فرضیه یا تبیین موقت؛ جمع آوری اطلاعات؛ ارزیابی و تنظیم اطلاعات و داده های موثق؛ نتیجه گیری از داده ها و ارزیابی فرضیه ها. انتخاب مسأله یا برخورد با مشکل
در زندگی اجتماعی موضوعات قابل بررسی فراوانی وجود دارد که هر محققی یک یا چند موضوع را برای پژوهش انتخاب می کند. عوامل بسیاری از قبیل ایدئولوژی و ارزشها، اوضاع سیاسی-اجتماعی، مهارتها، گرایشها، تواناییها و نیازهای ذاتی و غیرذاتی محقق، فراهم بودن امکانات علمی و غیرعلمی و... همگی در انتخاب موضوع مؤثرند و این مقدار از تأثیر عوامل بیرونی در جریان تحقیق را دانشمندان منافی با بیطرفی علمی نمی دانند؛ ولی در عین حال انتخاب موضوع تحقیق بویژه با توجه به اینکه موضوعات قابل بررسی دارای انواع و ابعاد مختلفی است که متناسب با آن روش و فنون ویژه ای را می طلبد اهمیت بسیار دارد و در واقع سنگ بنای کل تحقیق به حساب می آید.
تحدید و تعریف مسأله
پس از انتخاب موضوع باید با تعریف دقیقی از آن، عناصر و مرزهایش مشخص شود. ارائه تعریف دقیق منحصر به موضوع نیست بلکه ضرورت دارد کلیه مفاهیم مورد استفاده در تحقیق مشخص و دقیق باشد تعاریف هر چند شرح الاسمی و اجمالی هستند در عین حال باید دقیق و متناسب با هدفهای تحقیق و نوع موضوع باشند تا محقق دچار خلط موضوع یا فرضیه با موضوع و فرضیه های دیگر نشود، و با گردآوری اطلاعات جهت دار از انباشتن اطلاعات غیر مرتبط با موضوع جلوگیری کند. نظریه ها نیز باید تحدید گردند و نقش نظری و عملی آنها، رابطه شان با سایر تئوریها بویژه تئوریهای مؤید جانشین و معارض دقیقاً مشخص شود.
تدوین فرضیه یا تبیین موقت
فرضیه، تبیین موقت وقایع و به اصطلاح پیش نویس قانون است. هنگامی که محقق با مجموعه ای از وقایع روبرو می شود که در ظاهر ارتباطی با یکدیگر ندارند، برای او سؤالی درباره پیوند و ارتباط آنها با یکدیگر مطرح می شود. به دنبال طرح این سؤال در صدد تحدید و تعریف موضوع بر می آید و پس از آن بر اساس معلومات فعلی خویش رابطه ای را به طور موقت بین آنها فرض میکند. این تبیین موقت و رابطه فرضی را فرضیه می نامند. فرضیه باید در برگیرنده تمام پدیده های مورد نظر و توجیه و تفسیر کننده پیوند آنها باشد. فرضیه مبتنی بر اطلاعات پیشین محقق است. این اطلاعات یا از نظریه هایی سرچشمه می گیرد که قبلاً توسط محققان دیگر بیان شده است یا بر استنباط شخص محقق از آنچه در جهان خارج می گذرد متکی است، در هر حال فرضیه متضمن نوعی حکم قبلی است. فرضیه ممکن است در جریان تحقیق و تحت تأثیر مشاهدات جدید و دستیابی به داده های نوین تکمیل شود یا تغییریابد.
جمع آوری اطلاعات
پس از تشکیل فرضیه، محقق به جمع آوری اطلاعات می پردازد. این اطلاعات از طریق مشاهده، اعم از مستقیم و غیرمستقیم (اسناد و مدارک) درباره واقعه یا پدیده مورد نظر فراهم می شود.
انواع فنون و روشهای جمع آوری اطلاعات
اطلاعاتی که محقق برای موضوع مطالعه گردآوری می کند به طور کلی بر دو قسم است:
1)اطلاعات درباره جوامعی که به علتی دسترسی به آنها امکانپذیر نیست . اعم از جوامع گذشته یا جوامعی که هم اکنون وجود دارند؛ ولی محقق نمی تواند مستقیماً از طریق مشاهده، مصاحبه یا پرسشنامه درباره آنها اطلاعاتی کسب کند. در اینگونه موارد محقق به مدد اسناد و مدارک، و به تعبیری با تکیه به روش تاریخی، به مقصود خواهد رسید.
2)اطلاعات درباره جوامعی که بررسی آنها از راهی غیر از طریق اسناد و مدارک امکانپذیر است. در این صورت، محقق از روشهای غیر تاریخی استفاده می کند. در این مورد نیز گاه هدف، بررسی پدیده ای است که در سطح جامعه یا گروه وسیعی گسترده است و گاه موضوع مورد بررسی، علل و ریشه های پدیده یا پدیده های مشخص و معینی است که در نوع نخست از فنون موسوم به پهنایی و در نوع دوم از فنون ژرفایی کمک گرفته می شود. در نتیجه، در نوع نخست بیشتر جنبه های کمی و در نوع دوم بیشتر کیفیات مورد توجه خواهد بود و به این دلیل است که مشاهده و فنون آن به «کمی» و «کیفی» تقسیم می شود. طولی یا مقطعی بودن مشاهده و روشها و تکنیکهای جمع آوری اطلاعات نیز تقسیم بندی دیگری است که در قسم نخست یک پدیده در طی زمان و با توجه به تحولات آن مورد نظر قرار می گیرد و در نوع دوم، پدیده در مقطع خاص و بدون توجه به مراحل پیشین و پسین آنها در بستر زمان، مطالعه می شود. از آنجا که برخلاف علوم طبیعی، در علوم انسانی بویژه جامعه شناسی آزمایش در موارد بسیار نادرامکانپذیر است، غالباً به مشاهده اکتفا می شود و به عللی از جمله آنكه پدیده های اجتماعی، نوعاً در سطح جامعه گسترده و پراکنده است، فنون موسوم به پهنانگر بیش از فنون ژرفایی کاربرد دارد.
ارزیابی و تنظیم اطلاعات و داده های موثق
پس از آنكه محقق در مورد پدیده مورد نظر، اطلاعات لازم را گرد آورد، نخست به ارزیابی آنها می پردازد. در این مرحله، بسته به نوع مشاهده، فنون به کار رفته در آن و موضوع، نوع ارزیابی، ساده یا پیچیده بودن آن و راهها و شیوهها متفاوت خواهد بود، گر چه شباهتهایی نیز بین آنها وجود دارد. به طور کلی، ارزیابی در دو مرحله و به تعبیری در دو بعد صورت می گیرد:
1) ارزیابی راهها و فنون به کار گرفته شده به منظور تعیین درجه اعتبار آنها و اینکه آیا این فنون در مورد پدیده مورد نظر بجا و به طور صحیح به کار برده شده است یا نه و تا چه حد می تواند در این زمینه از واقع نمایی برخوردار باشد. 2) ارزیابی اطلاعات به دست آمده و تصمیم گیری درباره اطلاعات متناقض و تشخیص صحت و سقم آنها. به عنوان مثال، روش تاریخی، یکبار به ارزیابی اسناد و مدارک می پردازد و بار دیگر از محتوای اسناد و مدارک و اینکه هر یک تا چه حد با واقعیت مطابقت دارد، بحث می کند. این نوع بحث بویژه در جایی که از طریق مدارک معتبر، دو نوع اطلاع متعارض در دست داشته باشیم از اهمیت خاصی برخوردار است.
پس از این دو مرحله ارزیابی، محقق، اطلاعات مطلوب و قابل استناد را به دست می آورد و سپس به تنظیم داده های موثق می پردازد. در تنظیم داده ها پژوهشگر تمام اطلاعات مورد اعتماد را که به صحت آنها اطمینان دارد متناسب با موضوع و هدف تحقیق منظم می کند. محقق پس از طی مراحل چهارگانه پیشین با انبوهی از اطلاعات درهم و برهم ولی قابل استناد مواجه است و چه بسا که در بین این اطلاعات مطالبی یافت شود که گر چه به طرز دقیقی جمع آوری شده اند، ولی در دستیابی ما به هدف هیچ نقشی ایفا نکنند. بنابراین، محقق در این مرحله به دسته بندی مطالب می پردازد، از آن دسته اطلاعات که ربطی با موضوع ندارند صرفنظر می کند و سایر یافته ها را بر اساس درجه اهمیت و اعتبارشان طبقه بندی کرده و آنها را به گونه ای نظم میبخشد که به نتیجه محصلی دست یابد. در این مرحله، تنها هدف محقق این است که رویهم رفته به پاسخ داده ها دست یابد و به برآیند طبیعی آنها پی ببرد. برای پژوهشگر نکته مهم پی بردن به واقعیت است و اینکه اطلاعات مستند را- خواه مطابق با فرضیه نخستین باشد یا آن را تکذیب کند- چگونه به ما نشان دهد. در این زمینه، نکته قابل توجه این است که همانطور که گردآوری اطلاعات در نیل به نتیجه و کشف حقیقت اهمیت دارد، تنظیم صحیح آن داده ها نیز اهمیت ویژه ای دارد.
نتیجه گیری از داده ها و ارزیابی فرضیه ها
روش و فنونی را که محقق بر می گزیند، ارتباط نزدیکی با موضوع تحقیق و بینش خاص محقق دارد. بر این اساس، پس از گردآوری اطلاعات موثق هر دسته از دانشمندان با توجه به گرایشی که نسبت به یکی از نظریه ها و مکتبهای جامعه شناسی دارند و بر حسب بینش ویژه خود در موضوع جامعه شناسی، به تبیین رابطه موجود بین پدیده های اجتماعی دست زده اند. به عنوان مثال، مورنو که موضوع جامعه شناسی را صرف روابط اجتماعی می داند، روش جامعه سنجی را در پیش می گیرد و از این راه به بیان قوانین کلی می پردازد و فلاسفه تاریخ که موضوع تحقیق را یافتن مکانیسم حرکت و تحول پدیده های تاریخ می دانند به کشف قانون از طریق دریافت مراحل تاریخ با روش تاریخی؛ نائل می شوند و دانشمندانی چون ماکس وبر، که پدیده های اجتماعی را امری دریافتنی می دانند، از طریق تفهم تفسیری و ساختن تیپ ایده آل به استنتاج می پردازند. همچنین طرفداران مکتب ساخت گرایی بیشتر به عناصر کلی توجه می کنند و فرمالیستها از محتوای کنش متقابل صرف نظر کرده اند به تبیین پدیده های اجتماعی با استفاده از داده های مربوط از طریق شکلهای جامعه زیستی و کنش متقابل به صورتی مجزا از محتوای تاریخی آنها می پردازند. تکامل گرایان همه داده های مربوط به تحولات اجتماعی را در قالب سیر تکاملی جامعه طبقه بندی کرده و تبیین تحولات را در همین شکل ارائه می دهند. نکته قابل توجه آنكه هرگونه تحقیق ؛ اعم از تحقیقات درباره پدیده های مندرج در حوزه علم انسانی، طبیعی و حتی فلسفی، دارای دو بعد مفاد یا محتوا و شکل یا صورت است و در این دو بعد باید از اعتبار و روایی لازم برخوردار باشد. آنچه در کتابهای علوم تجربی و بیشتر بخش مراحل تحقیق به ویژه در بحث از فنون گردآوری اطلاعات مطرح می شود ناظر به بعد اول (مفاد و محتوا) است که در آن راهها و فنون تهیه مواد لازم و داده های معتبر و کافی برای دستیابی به قانون ارائه می شود؛ ولی جمع آوری اطلاعات معتبر گر چه شرط لازم برای نیل به قانون حاکم بر پدیده ها به شمار می آید؛ ولی به تنهایی محقق را به رابطه موجود بین پدیده ها رهنمون نمی شود چه آنكه اطلاعات یاد شده بر فرض حصول و صحت نشان دهنده رابطه بین قضایای استقرا شده با قراین خارجی است؛ به تعبیر دیگر به مطابقت قضایا با عالمی که محکی آنها است می پردازد. اما علاوه بر آن ما به تصحیح پیوند درونی بین آن قضایا و نتایج (فرضیات) هم نیازمندیم و باید بر فرض صحت و اعتبار داده های مورد استفاده در نظریه- به رابطه مقدمات و نتیجه نیز توجه کرده و صحت آن پیوند را نیز تضمین کنیم؛ زیرا چه بسا در قالب و شکلهای صحیح منطقی روشن شود که آن مقدمات معتبر فاقد شرطهای لازم نتیجه بخشی هستند یا نتیجه مورد نظر ما را ابطال کنند صحت محتوای مقدمات و حتی صحت محتوای مقدمات و نتیجه هیچگاه دلیل درستی پیوند منطقی و عقلی مقدمات و نتیجه نیست و چه بسا از مقدمات صحیح، نتیجه درست حاصل نشود. این نکته ضرورت آشنایی پژوهشگران را با منطق صوری روشن می کند.
در منابع و متون علمی، نسبت به مراحل روش تحقیق و به تعبیری مراحل تحقیق، به طور کلی و از جمله در جامعه شناسی اتفاق نظر وجود ندارد و هر گروه از دانشمندان مراحلی را مطرح ساخته اند.
«کلودبرنار» در کتاب مقدمه ای بر مطالعه طب آزمایشی، پس از بیان این نکته که دانشمندان- چه در طب و چه در تاریخ طبیعی- برخی کارشان دست چین کردن و گردآوری مشاهدات بوده است، بعضی به بیان و ایجاد فرضیه پرداخته اند، جمعی دیگر به منظور آزمایش فرضیه ها اقدام به فراهم ساختن موقعیت تجربه کرده اند و سرانجام عده ای سعی داشته اند تا نتایج به دست آمده را تنظیم کرده و تعمیم دهند؛ برنار می گوید:« با اینهمه علم تجربی نمی تواند فقط با یکی از جنبه های روش آزمایشی و جدا از سایر وجوه پیش رود و وقتی پیشرفت می کند که همه اجزای این روش در راه هدف مشترکی همگام شوند».(کلود برنار؛ اصول روش آزمایشی؛ ص 64 و 65)
ریمون بودون در کتاب روشهای جامعه شناسی، مبحث روشهای کمی، برای روش تحقیق- اعم از کیفی و کمی- چهار مرحله قائل می شود:
1- تشکیل فرضیه
2- مشاهده
3- ساختن متغیرها
4- تحلیل روابط بین متغیرها ( Les methods en Sociologie, Que sais ، ترجمه عربی، ص 37 و 38)
« تئودور کاپلو»، نیز برای تحقیق به چهار مرحله معتقد است:
1- مرحله آمادگی و تدارک (شامل طرح مسأله، انتخاب ابزار و فنون مناسب و احیاناً نمونه گیری)
2- مرحله جمع آوری اطلاعات
3- تجزیه و تحلیل
4- تهیه گزارش.
تئودور سون هفت مرحله به شرح زیر برای روش تحقیق در نظر می گیرد:
1- تعریف مسأله
2- تعیین چهارچوب نظری با توجه به پژوهشهای پیشین
3- فرضیه سازی
4- تنظیم شیوه جمع آوری اطلاعات
5- گردآوری اطلاعات
6- تجزیه و تحلیل داده ها و ارزیابی فرضیه با آن
7- اعلام نتیجه نهائی تحقیق