اصول و ویژگی های رشد

رشد جریانی است پايدار ، نه موقت.

پيشرو است نه پسرو

رشدآثار بلند مدتی درزندگی فرددارد

سيستماتيك است نه تصادفي

پايدار است نه موقت

پيشرو است نه پسرو

پيوسته است

نه بالا و پايين رونده

اصول و

ویژگی های رشد

آثار بلند مدتی درزندگی فرددارد

دارای الگو و نظــــم خاصی است

در ابعاد گوناگون جسمانی، عاطفی و اجتماعی به وجودمی آید

رشد جریانی همه گیر بود و درهمه مردم پيدا مي شود نه چند نفر خاص

با افزايش سن و تجربه شخص مرتبط است.

۱. رشد جریانی مرحله‌ای و پیوسته‌است، نه ناپیوسته و بالاوپایین رونده. مراحلی که برای رشد اشاره می‌شود جدا از هم نیستند بلکه مانند یک خطی از یک نقطه شروع و بدون تمایز ادامه می‌یابد. تقسیم بندی دوره‌های مختلف زندگی بر اساس نوع دیدگاه و زمینه‌های مطالعاتی در رشد صورت می‌گیرد. به طور مثال پیاژه رشد (تحول شناختی) انسان را در چهار مرحله و تا پایان ۱۶ سالگی،
اریکسون رشد روانی ـ اجتماعی انسان را از تولد تا پایان عمر و در ۸ مرحله مطرح می‌کند.
به طور کلی وباتوجه به ویژگی‌های مشترک و تکالیف یکسان انسان در دوره‌های مختلف سنی می‌توان رشد انسان را در
۹ مرحله یا دوره مطرح کرد: (سنینی که برای هر کدام از مراحل اشاره می‌شود صرفاً تقریبی است)

  1. پیش از تولد انعقاد نطفه تا تولد
  2. کودکی ۱، دو تا شش سالگی
  3. کودکی ۲، شش تا دوازده سالگی
  4. نوجوانی دوازده تا بیست سالگی
  5. جوانی بیست تا سی سالگی
  6. میانسالی سی تا پنجاه سالگی
  7. پختگی پنجاه تا شصت و پنج سالگی
  8. پیری شصت و پنج سالگی به بعد

۲. رشد دارای الگوهای قابل پیش بینی و سيستماتيك است نه تصادفي و از الگوی خاصی پیروی می‌کند.. (الف- قانون سری پایی ب- قانون مرکزی- پیرامونی) بر اساس قانون سری پایی رشد انسان ابتدا از سر شروع و در نهایت در پا خاتمه می‌یابد. کودک تازه متولد یافته ابتدا در سر رشد می‌کند و بعد از رشد گردن می‌تواند سر خود را نگهدارد. وبعد از رشد عضلات شانه، شکم و کمر است که می‌تواند بخزد و بنشیند. آنگاه که رشد کافی در عضلات پا را کسب کرد قادر به ایستادن و سپس راه رفتن می‌شود.

۳. تفاوت‌های فردی در رشد وجودداشته و طي مراحل زماني در زندگي يك شخص رخ مي دهد نه در يك ساعت يا در دو نسل: تنوع زیادی از نظر رشدی درمیان افراد وجود دارد. این اصل به مفهوم تفاوت‌های فردی در میان انسآن‌ها اشاره می‌کند. همچنان‌که می‌دانیم ویژگی‌های ژنتیکی هر انسان منحصر به فرد می‌باشد لذا هر فرد با توجه به همان ویژگی‌ها و تاثیر محیط می‌تواند شکل واحدی در رشد داشته باشد با این‌حال برای راحتی در تحقیقات و ارائه الگو به یک سطح در رشد اشاره می‌شود که ما باید در تعمیم دهی دچار خطا نشویم، و این نکته را در نطر بگیریم همیشه یک فرد دارای ویژگی‌های مخصوص به خود می‌باشد اگر چه در خیلی از ویژگی‌ها با گروه خود مشترک باشد.
۱. نباید انتظار داشت تمام کودکان همسن، شیوه رفتار معینی داشته باشند.
۲. تفاوت‌های فردی، اعتبار و مسئولیت ویژه‌ای برای هر فرد ایجاد می‌کند و به او وجود مستقل می‌بخشد.
۳. برای تربیت کودکان نمی‌توان از روش‌های مشابه استفاده کرد.

۴. رشد دارای ابعاد مختلف و فرایندی پیچیده است. ۱) رشد جسمی و حرکتی ۲) رشد روانی (شناختی، عاطفی، اجتماعی،اخلاقی)

۵. دوره‌های حساس در رشد: تغییرات محیط بیشترین تاثیر کمی را زمانی بر ویژگی دارند که درحال سریعترین تغییر خود باشد و کم‌ترین تاثیر در ویژگی در زمان کمتر تغییر آن است. این اصل به مفهوم وجود دوره‌های حساس در زندگی اشاره دارد، مانند رشد قد در زیر یک سال و وجود امکانات محیطی از جمله تغذیه مناسب می‌تواند در افزایش آن تاثیر داشته باشد.

۶. هرگونه وقفه‌ای که در تداوم رشد بوجود آید معمولاً به عوامل محیطی مربوط است: رشد معمولاً با همان سرعتی که شروع شده پیش می‌رود. کودکانی که زود به حرف می‌آیند و یا زود به راه می‌افتند معمولاً و احتمالاً در مقابل با کودکانی که دیر به حرف می‌آیند و یا دیر به راه می‌افتند در بزرگسالی باهوش ترند.

۷. وراثت و محیط هردو در رشته تاثیر دارند: تحقیقات روانشناسان رشد نشان داده‌است که وراثت (آمادگیهای ارثی که از طریق ژن به فرزندان انتقال می‌یابد) و محیط (فراهم بودن امکانات لازم جهت افزایش توانمندیهای کودک) می‌تواند در وضعیت آینده کودک تاثیر داشته باشد.

محیط

عوامل محیطی را می‌توان به این شکل تقسیم کرد:

الف: عوامل محیطی پیش از تولد

عوامل محیطی قبل از تولد در رشد فرد تاثیر مهمی دارد که ما به مهمترین آن‌ها اشاره می‌کنیم.

۱. سن مادر: به طور کلی زنانی که از مراقبتهای بهداشتی، پزشکی و تغذیه مناسب برخوردار باشند، می‌توانند در هر سنی نوزادان سالمی به دنیا آورند و خود نیز سالم بمانند. اما به اعتقاد بسیاری از متخصصان بهترین زمان برای حاملگی سنین بین ۲۰ تا ۳۵ سالگی است. سنین پایینتر از ۲۰ سالگی بدلیل وزن کم و عدم رشد کافی احتمال مشکلات حاملگی، از قبیل کم خونی و مسمومیت حاملگی بیشتر است. این موضوع و خطرات ناشی از نارس بودن نوزاد، کم وزنی در سنین بالاتر از ۳۵ سالگی علی الخصوص بالای ۴۰ سالگی بروز اختلالات کروموزومی به ویژه سندرم داون (منگول) بیشتر است.

۲. تغذیه: زنان حامله باید رژیم غذایی مناسب داشته باشند تا بتوانند هم سالم بمانند و هم فرزندانی سالم به دنیا آورند.

۳. داروها: اغلب داروها دارای تاثیرات منفی بر سلامت جنین هستند. داروهایی نظیر الکل، نیکوتین، هورمون‌ها، بعضی از پادتن‌ها،هروئین، متادون همگی در جنین تاثیرات مخربی می‌گذارد. بسیاری از نوزادانی که مادران شان در دوران حاملگی داروهای فوق را مصرف می‌کردند، دارای علائمی از اختلالات رفتاری از خود نشان دادند.

۴. بیماری‌ها و اختلالات مادر: بیماریهای ویروسی نظیر سرخجه، آبله مرغان در دوران اولیه بارداری بسیار خطرناک است؛ و یکی از سخت‌ترین بیماریهای ویروسی در سه‌ماهه اولیه بارداری سرخجه است که ممکن است منجر به ناهنجاریهای قلبی، ناشنوایی، نابینایی و یا عقب ماندگی ذهنی نوزاد شود. اختلالات و بیماری‌های دیگر نظیر ایدز، سیفلیس، مسمومیت حاملگی نیز موجب اختلالاتی در نوزاد خواهد شد.

۵. عامل RH: اگر مردی با RH مثبت با زنی با RH منفی ازدواج کند، چنانچه فرزندشان RH مثبت داشته باشد ممکن است خون مادر در مقابل RH مثبت پادتن تشکیل دهد. این پادتن در بارداری بعدی این پادتن‌ها ممکن است به RH مثبت خون جنین حمله کند. این تخریب ممکن است مختصر و یا گاهی باعث فلج مغزی، ناشنوایی و یا عقب ماندگی ذهنی شود. خوشبختانه این مشکل قابل کنترل است و می‌توان بعد از تولد نوزاد و با آزمایش خون آن (نمونه بند ناف) چنانچه مادری RH منفی و فرزند RH مثبت دارد، با تزریق آمپول روگام از تولید پادتن خون مادر جلوگیری شود.

۶. اضطراب مادر: اگر چه بین سیستم عصبی مادر و جنین هیچ ارتباطی وجود ندارد، اما حالات عاطفی مادر مانند، نفرت، ترس واضطراب در سیستم عصبی مادر تاثیر گذاشته باعث آزادسازی بعضی از مواد شیمیایی (مانند اپی نفرین و استیل کولین) و وارد شدن آن به جریان خون می‌شود و همچنین تحت این شرایط بعضی از غدد فعال شده و مقادیر زیادی هورمون را به خون وارد می‌کنند. این تغییرات از طریق جفت به جنین منتقل می‌شود و باعث تاثیرات منفی بر جنین خواهد شد.

ب: عوامل محیطی پس از تولد

۱. محیط فرهنگی و اجتماعی: در هر جامعه ای سنت‌ها، باورها نگرش‌ها و بطور کلی فرهنگ خاصی حاکم است. در آن فرهنگ برای اینکه فرد به عنوان عضو جامعه پذیرفته شود، خانواده و سایر اعضای جامعه تلاش می‌کنند در پرورش وی ارزشها و باورهای جامعه را لحاظ کنند و بر اساس فرهنگ حاکم بر جامعه خود به تربیت فرزندان بپردازند. بطور مثال در بعضی از جوامع توجه به فردیت باعث تربیت افراد مستقل می‌شود و یا در بعضی دیگر از فرهنگ‌ها روح همکاری و جمع گرایی به عنوان یک اصل پذیرفته شده و رفتارهای متناسب با آن مورد توجه و تشویق قرار می‌گیرد. به نظر بسیاری از روان شناسان، فرهنگ و جامعه باعث نوعی نگرش در آموزش و پرورش شده، باعث ایجاد تبعیض در رشد شناختی کودکان و نوجوانان می‌شود. به عنوان نمونه انتظار پیشرفت در ریاضیات و مهندسی برای پسران و شغل‌های متناسب با آن و انتخاب اسباب بازی‌های متناسب با جنسیت باعث نوعی نگرش سوگرانه شده و بالطبع در رشد توانمندی‌های آن‌ها تاثیر مستقیم می‌گذارد.

۲. محیط اقتصادی: کودکی که متولد می‌شود با توجه به وضع اقتصادی والدین از امکانات و محرک‌هایی برخوردار است. روشن است چنانچه وضعیت اقتصادی خانواده و جامعه در سطح بالایی باشد کودک و نوجوان از حداکثر امکانات محیطی، چه در محیط خانواده و چه در مدرسه برخوردار خواهد بود. این افراد به لحاظ فضای زندگی، وسایل بازی و محرک‌های مناسب جهت پرورش قوای حسی از تحریکات مناسبی برخوردار هستند.

۳. محیط خانوادگی: نوع ارتباط والدین با همدیگر و همچنین چگونگی تعامل آن‌ها با فرزندان می‌تواند در چگونگی شکل گیری شخصیتتاثیر بسزایی داشته باشد. یکی از بحث‌های مهم در روان‌شناسی رشد کودک و نوجوان، نحوه ارتباط والدین است. به طوری که در اکثر نظریه‌های رشد کودک و نوجوان، به اهمیت رفتار والدین توجه شده‌است. رفتار والدین با فرزندان چه خشن و چه محبت آمیز، چه منع کننده باشد و چه او را آزاد بگذارند غالباً مطابق الگوی فرهنگی خاص که در آن جامعه قرار دارد انجام می‌گیرد. عواملی متعددی در محیط خانوادگی می‌تواند در رشد کودک و نوجوان تاثیر بسزایی داشته باشد که اهم آن عبارتند از:

شیوه‌های تربیتی یا روش‌های فرزندپروری

وضع اقتصادی خانواده

تعداد افراد خانواده

وضع روان‌شناختی والدین

تحصیلات والدین

پذیرش فرزند

نگاه والدینی

روابط برادران و خواهران

عوامل اشاره شده در رشد کودک و نوجوان بسیار با اهمیت می‌باشد. خانواده‌ای که از لحاظ اقتصادی در سطح مطلوبی باشد، والدینی که از تحصیلات بالایی برخوردار باشند، نگاه مسئولیت پذیر در والدین، پذیرش بدون قید و شرط بدون توجه به ناتوانیهای فرزند و... محیط مطلوبی را برای رشد همه‌جانبه کودک و نوجوان ایجاد می‌کند.

۴. همسالان

۵. مدرسه

روان شناسی رشد ۳۰بهمن۱۴۰۱

کلیات

تاریخچه روان‌شناسی

هر چند طى قرون متمادى فلاسفه و دانشمندان همواره به كاركرد ذهن و بدن آدمى توجه نشان مى دادند. اما آغاز روانشناسى علمى را معمولاً مقارن با تأسيس نخستين آزمايشگاه روانشناسى توسط ويلهلم وونت در دانشگاه لايپزيك آلمان به سال ١٨٧٩ مى دانند .

خاستگاه تأسيس آزمايشگاه وونت اين باور بود كه ذهن و رفتار را نيز همانند سياره ها و مواد شيميايى يا اندامهاى بدن آدمى مى توان با روشهاى علمى بررسى و تحليل كرد . پژوهش هاى خود وونت عمدتاً متمركز بر حواس آدمى و به ويژه حس بينايى بود ؛ در عين حال همراه با همكارانش بررسيهايى نيز در زمينه ى توجه و هيجان و حافظه انجام داد .

تاریخچه روانشناسی آغاز روانشناسى علمى

درون نگری روشی برای بررسی فرآیندهای ذهنی

وونت به درون نگرى به عنوان روشى براى بررسى فرآيندهاى ذهنى اعتماد و تكيه مى كرد . درون نگرى يعنى مشاهده و ثبت ماهيت ادراكها ، انديشه ها ، و احساسهاى شخص توسط خودش ، مثلاً تامل شخص درباره ى تأثرات حسى خودش از محركى مانند تابش نور رنگين . وونت به روش درون نگرى كه از فلسفه اقتباس شده بود بعد تازه يى بخشيد ؛ به اين معنا كه خويشتن نگرى را كافى ندانست بلكه آزمايش را براى تكميل آن لازم شمرد . وونت در آزمايشهايش بعد فيزيكى محرك معينى مثلاً شدت آن را به شيوه ى منظمى تغيير داد و آنگاه روش درون نگرى را به كار مى گرفت تا معلوم شود تغييرات فيزيكى مزبور موجب چه تغييراتى در تجربه ى هشيار آزمودنى از آن محرك مى شوند .

  • اتكا بر درون نگرى به ويژه در بررسى رويداد هاى ذهنى بسيار سريع ، كارآيى نداشت . مردم حتى به رغم گذراندن دوره هاى آموزشى طولانى مدت در زمينه ى درون نگرى ، باز هم درون نگريهاى بسيار متفاوتى از تجارب حسى ساده گزارش مى كردند و نتيجه گيرى هاى اندكى از اين تفاوت ها به دست مى آمد . به همين دليل در زمانه ى حاضر درون نگرى در رويكردهاى شناختى محوريت ندارد .

روان شناسی رشد

پژوهش درباره رشد انسان، تلاش نسبتاً جدیدی است. (حتی به نسبت تاریخ روان شناسی علمی).

تحقیقات درباره رشد انسان در بزرگسالی و پیری و تغییر در روند زندگی در دهه ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ پایدار شدند اما گمانه زنی ها درباره اینکه چگونه افراد رشد و تغییر می کنند قرن ها وجود داشته اند. هنگامی که این گمانه زنی ها با پژوهش ترکیب شدند، به ساختن نظریه های رشد الهام بخشیدند.

روانشناسی رشد

رشد به‌تغییرات پی‌درپی ومنظمی گفته‌می‌شود که از زمان انعقاد نطفه تا هنگام مرگ اتفاق می‌افتد

این تغییرات در ابعاد گوناگون جسمانی ، عاطفی، و اجتماعی به وجود می آید ودارای الگو و نظــــم خاصی است و آثار بلند مدتی در زندگی فرد دارد.

اگر چه روان‌شناسی رشد به تمام مراحل زندگی انسان از تولدتا مرگ می‌پردازد ، اما بر کودکی و نوجوانی تأکید دارد.

روان شناسی رشد از رشته‌های مختلف زیست‌شناسی،جامعه‌شناسی، تعلیم و تربیت و پزشکی کمک می‌گیرد.

روان‌شناسان رشد در پی آن هستند تا چگونگی رشد انسان را در طول زمان تعیین کنند، برای تحقق این هدف روان‌شناسان رشد، رفتار افراد را در سنین مختلف به دقت مورد مشاهده قرار می‌دهند. از سوی دیگر روان‌شناسان رشد به تبیین رشد می‌پردازند که در آن دو الگوی عمومی و اختصاصی را مد نظر دارند. سومین هدف روان‌شناسی رشد این است که حاصل مطالعات توصیفی و تبیینی خود را در مورد رشد در جهت مثبت رشد انسان به کار بگیرد و رشد انسان‌ها را به حداکثر برساند. این جنبه کاربردی رشد خصوصاً به کودکان و نوجوانانی که به دلایلی دچار نارسایی در رشد شده‌اند، می‌پردازد.

رشد جریانی است که به صورت مراحل پیوسته ظاهر می‌شود. هر مرحله به صورت طرح و سازمان متفاوتی از تکرار جریان‌های مرحله ی قبل است. الگوهای قبلی را می‌توان مقدمه‌ای دانست که به عنوان جزئی از سطح رشد بعدی در می‌آیند.

روان‌شناسی رشد، علمی است که جریان تغییر و تحولات (کمی و کیفی) جسمی، ذهنی، عاطفی، و عملکرد فرد را در طول عمر از لحظه تولد(انعقاد نطفه) تا هنگام مرگ مطالعه می‌کند.