درمان اختلالات يادگيري

درمان اختلالات یادگیری

هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشی است، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در این زمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا با ارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جمله شیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

در این شیوه تلاش می‌شود تا موقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، به یکدیگر ارتباط دهد و آن‌ها را دریابد. استفاده از روروک ، بازی‌هایی برای آموزش حرکت ، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در این شیوه کاربرد دارد.

از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکی نیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با این حال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعات انجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسط کوت برای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفاده از ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

از سوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته است مثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان به اختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورش است.

 

مهارت‌هاي غلبه بر اختلالات آموزشي يادگيري

2- مهارت تامين شرايط اوليه مطالعه شامل :

الف) دما و نورمناسب(بهترين نوع نور تركيبي از نور آفتابي و مهتابي است)

ب) رعایت حالت مطالعه(بهترين حالت مطالعه به شكل نشسته است طوري كه فاصله چشم از كتاب بين 30 الي 40 سانتيمتر باشد.

ج) تغذیه مناسب(استفاده از آب كافي و ميوه و عدم استفاده از غذاي پرحجم و پرچرب قبل از مطالعه)

د) رعايت فاصله مطالعه و تغذيه ( مطالعه حداقل 30 الي 40دقيقه بعد از صرف غذا شروع شود)

2- مهارت تنظيم خواب و استراحت مناسب برای فراگيران شامل:

الف)اصلی : 6 الی7ساعت خواب بین ساعت10شب الي5صبح به عنوان موثرترین زمان خواب

ب) مکمل: كه مي‌تواند شامل  45 الي 90 دقيقه خواب يا استراحت ميان روز(قيلوله) باشد.

مجموع خواب شبانه روزی نباید کمتر از 6 و بیشتر از 8 ساعت باشد.

 3- مهارت ايجاد رقابت با استفاده از تحلیل ملاکی (نمره) و تحلیل رتبه ای (رتبه)

4- مهارت تعیین هدف قابل دسترسي براي دانش آموزان

5- مهارت ايجاد تمركز برروي مطالعه به جاي تقسيم توجه بين چند فعاليت مختلف مثل: مطالعه ی هم زمان با تماشای تلویزیون ، گوش دادن موسیقی و ... كه بايد از آن خودداری شود.

6- مهارت انتخاب زمان مطالعه :بهترین زمان هوشیاری برای مطالعه انتخاب شود، زمان هوشیاری در افراد مختلف می تواند متفاوت باشد ولي 8 الي 9 صبح ساعت اوج هوشياري اكثريت افراد مورد پژوهش‌ها بوده است.

7- مهارت ریتم سازی مطالعه به طوری به نسبت جلسات باز خوانی مثل جلسه ی امتحانات ویاآزمون ها ی ورودی،  به طوری که این ساعات تبدیل به بهترین ساعت هوشیاری فرد شود.

8- مهارت هدف گذاری نسبت به برنامه مطالعه برای افزایش قدرت تمرکز و سرعت در مطالعه (مطالعه‌حجمی و زمانی )، مثلا: «می خواهم در این 75 دقیقه رسم زاویه و رسم مثلث را فرابگيرم .»

9- مهارت تعيين ملاك براي مطالعه: مطالعه يک فرآیند اجباری و رفع تکلیف به حساب نيايد.(ملاک فهم مطلب باشد نه صرف زمان)

10- مهارت كدگذاري در مطالعه براي بازخواني و يادآوري مناسب مطالعات در زمان مورد نياز

ارزشيابي از يادگيري 3

اندازه گيري

 

در اندازه گیری، ویژگیها یا صفات به صورت عدد یا رقم گزارش می شود بنابراین می توان گفت:« اندازه گیری عبارت است از فرایندی که تعیین می کند یک شخص یایک شیءچه مقدارازیک ویژگی برخوردار است."(گی،1991)


 

آزمون

 

تعریف آزمودن

 

وقتی برای اندازه گیری یکی از ویژگی‌های روانی یا تربیتی فرد یا گروه، از آزمون استفاده می شود به این فعالیت آزمودن می گویند.

 

سنجش

 

مفهوم سنجش از آزمودن و اندازه گیری، گسترده تراست.

 

بنابه گفته نتبکو (2001):

 

 « سنجش یک اصطلاح کلی است و به صورت فرایندی تعریف می شود که برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز تصمیم گیری در باره دانش آموزان ، برنامه های درسی و سیاست‌های آموزش مورد استفاده قرار می گیرد .


تفاوت میان سنجش ، اندازه گیری و آزمودن

 

 

 

هم اندازه گیری و هم آزمودن عموماً با کمیت سر و کار دارند ، اما سنجش الزاماً به کمیت منحصر نمی شود . به سخن دیگر ، زمانی‌که اندازه گیری یا آزمودن صورت می پذیرد، نتیجه به صورت اعداد یا ارقام (کمیت ) نشان داده می شود ، اما نتیجه سنجش می تواند به صورت غیر کمی (توصیفی ) گزارش شود.

 

 

 

 


 

 

آزمون پیشرفت تحصیلی

 

وسیله ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است. ارزشیابی بنابه تعریف که در کتاب روانشناسی تربیتی از آن دیدیم « عبارت است از سنجش عملکرد یا یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدف‌های آموزش از پیش تعیین شده ، به منظور تصمیم گیری در این باره که آیا فعالیت‌های آموزشی معلم و کوشش‌های یادگیری دانش آموزان به نتایج مطلوب انجامیده است یا نه » .

 

 

 

 

 

ارزشیابی

 

 

 

 فرایندی است که از آن طریق ما برای چیزی ارزش قائل می شویم . در ارزشیابی ما کم و زیاد بودن ، خوب و بد بودن ، جلو و عقب بودن ، و از این قبیل را تعیین می کنیم .

 

پس « اندازه گیری اعداد را در اختیار ما قرار می دهد ، قضاوت ، علاقه و تفسیر انسان آن اعداد را به ارزشیابی بدل می سازد .»

 

 

 

انواع ارزشیابی ها در آموزش و پرورش

 

 

 

1- ارزشیابی ملاکی و ارزشیابی هنجاری (وابسته به ملاک – وابسته به هنجار )

 

2- ارزشیابی تکوینی ، تشخیصی و تراکمی

 

1-               ارزشیابی درونی و ارزشیابی بیرونی

 

2-                

 

 

 

 

 

 

 

ارزشیابی های پیشرفت تحصیلی را با توجه به مقاصد ارزشیابی به دو دسته ملاکی و هنجاری تقسیم می کنند . در ارزشیابی ملاک یا ملاک مرجع ، معیار یا ملاک ارزشیابی از پیش تعیین می شود و عملکرد یاد گیرنده در آزمون با توجه به آن ملاک سجش می شود . ملاک های این نوع ارزشیابی غالباً در هدفهای دقیق آموزشی از پیش تعیین می شود .       

 

 

 

 

 

 

 

ارزشيابي ملاكي

 

 

 

ارزشیابی ملاکی بر اساس نوعی ملاک مطلق انجام می پذیرد ، از این رو به آن ارزشیابی مبتنی بر ملاک مطلق نیز می گویند .

 

مثال : آزمون‌های پایان ترم دانشگاه ، آزمون گواهینامه رانندگی نمونه ای از ارزشیابی ملاک مطلق به حساب می آید .

 

 

 

 

 

 

 

ارزشيابي هنجار مرجع

 

 

 

ارزشیابی هنجار مرجع یا ارزشیابی مبتنی بر ملاک نسبی ، بر خلاف ارزشیابی ملاکی ، عملکرد آزمون شونده را نه با یک ملاک مطلق از پیش تعیین شده ، بلکه با عملکرد آزمون شوندگان دیگری که همان آزمون را گذرانده اند می سنجد .

 

به طور خلاصه ، در ارزشیابی هنجاری هدف عمده این است که تعیین کنیم یک دانش آموز در مقایسه با دانش آموز دیگر ، چه وصفی دارد .

 

 

 

ارزشیابی هنجاری و آزمونهای مبتنی بر ملاک نسبی در سنجش هوش و استعداد و نیز در سنجش شخصیت و سایر جنبه های عاطفی به کار می روند . در این آزمونها هیچگونه ملاک از پیش تعیین شده ای مورد استفاده واقع نمی‌شوند ، بلکه در آن‌ها عملکردهای آزمون شوندگان با یکدیگر مقایسه می‌شوند .

 

مثال : آزمون‌های کنکور سراسری دانشگاه‌ها و مسابقات علمی نمونه‌هایی از آزمون‌های ملاک نسبی ( هنجاری ) به شمار می‌روند.

 

 

 

نمرات آزمون‌های هنجاری به صورت توزیع طبیعی پراکنده می شوند . در این توزیع اکثر نمرات حول هوش میانگین قرار دارند و تعداد کمی از آن‌ها بسیار بالاتر از میانگین و به همان نسبت هم تعداد کمی از نمرات بسیار پایین تر از میانگین قرار دارند . 

 

 

 

ارزشیابی تکوینی ، تشخیصی و تراکمی

 

اجرای آزمون و ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان تنها به پایان دوره آموزشی منحصر نمی شود ، بلکه ارزشیابی یک جریان مستمر است که هم در ضمن آموزش و هم در پایان باید انجام پذیرد . بدین منظور شیوه های ارزشیابی مختلفی وجود دارند که در جریان آموزش و یادگیری مورد استفاده قرار می گیرند . 

 

ارزشیابی تکوینی 

 

هدف ارزشیابی تکوینی آگاهی یافتن از نمره یادگیری دانش آموزان برای تعیین نقاط قوت و ضعف یادگیری آنان و نیز تشخیص مشکلات روش آموزشی معلم در رابطه با هدف‌های آموزشی معین و مشخص است . این ارزشیابی در طول دوره آموزشی ، معین زمانی که فعالیت آموزشی معلم در جریان است و یادگیری در حال تکوین و شکل گیری است انجام می شود .

 

 

 

ارزشیابی تشخیصی :

 

نوع دیگر ارزشیابی ملاکی که بسیار شبیه به ارزشیابی تکوینی است ارزشیابی تشخیصی نام دارد . علت این نام گذاری آن است که این ارزشیابی با هدف تشخیص مشکلات یادگیری دانش آموزان در یک موضوع درسی به کار می رود و از کج فهمی هایی که منجر به اشتباهات آنان می شود تصویر دقیقی به دست آورد . 

 

 

 

ارزشیابی تراکمی

 

در ارزشیابی تراکمی ، تمامی آموخته های دانش آموزان در طول یک دوره آموزشی تعیین می شوند و هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت درباره اثربخشی کار معلم و برنامه درسی ، یا مقایسه برنامه های مختلف درسی با یکدیگر است . از این جهت به این نوع ارزشیابی تراکمی گفته می شود که بوسیله آن می توان یادگیری‌های متراکم دانش‌آموزان را در طول‌یک دوره اندازه گیری کرد . 

 

 

 

هدف ارزشیابی تراکمی

 

هدف ارزشیابی تراکمی هم نمره دادن و اتخاذ تصمیم‌های پرورشی (ارتقاء دانش آموزان به کلاس‌های بالاتر ، دادن امتیازهای تحصیلی ، اعزام به دوره های عالی تر تحصیلی ، اعطای بورس تحصیلی و غیره ) و هم تعیین اثربخشی کار معلم و میزان توفیق او در پیاده کردن مراحل مختلف طرح آموزشی است .

 

CBT

روش درماني رفتاري شناختي


روش درماني رفتاری شناختی[1] (CBT) یک رویکرد روان‌درمانی است، که احساسات  ناکارآمد و رفتارها، فرایندها و مضامین شناختی ناسازگارانه را، از طریق شماری از روش‌های سیستماتیک، صریح و هدف‌مدار نشانه می‌گیرد. نام این روش اشاره به رفتار درمانی، شناخت درمانی، و به ترکیبی درمانی از این دو بر اساس اصول پایه و پژوهش‌های رفتاری و شناختی دارد. بسیاری از این درمان‌گران با مشکلاتی از قبیل اضطراب و افسردگی بر  اساس مجموعه‌ای از روش‌های شناختی و رفتاری مقابله می‌کنند. این روش اذعان دارد که ممکن است رفتارهایی باشند که از طریق تفکر عقلانی قابل کنترل نباشند. رفتار درمانی شناختی با "تمرکز بر حل مساله" عهده‌دار حل مشکلات به خصوصی می‌شود، و در این رویکرد درمانگر با "عمل گرایی" تلاش می‌کند با کمک به مراجع در انتخاب استراتژی خاصی برای مواجهه با مشکل به او کمک کند.[2]

روش درماني شناختي رفتاري بر پایه این تصور کلی که رفتارها و الگوهای فکری منفی متغیر تأثیر بسزائی بر عواطف شخصی دارد قرار گرفته است.  اين روش به تشخیص، تحلیل و تغییر افکار و رفتار کمک می‌کند، از جمله : كاهش اضطراب و افسردگي.

این روش بر مداخله‌های ساده ولی مؤثر و كوتاه مدت استوار است. مبنای اين روش علمی، قدرت عقل و ایمان شخص بوده كه قادر است اعمال، عواطف و افکار منفی آن‌ها را کنترل کرده و تغییر می‌دهد.

تحقیقات علمی گسترده نشان داده‌اند که تغییر در روش افکار و رفتار شخص می‌تواند تأثیرات بنیادی بر حالات عاطفی شخصی داشته باشد. CBT از اقدام تنظیم شده و خیلی دستوری استفاده کرده و به شخص می‌آموزد که الگوهای نابهنجار عمل و رفتار را جستجو کرده، تشخیص داده و تحلیل کند. به محض این‌که این الگوهای بی‌فایده تشخیص داده شوند درمان کننده به بیماران می‌آموزد که چگونه با آن مقابله کرده و افکار و رفتارشان را بازسازی کنند. رفتار مبتنی بر منطق و تفکر متکی بر واقعیت، شده و در نتيجه حالت‌های عاطفی منفی چون افسردگی و اضطراب كاهش پيدا كرده و تسکین می‌یابند.

CBT  بر پایه همکاری مشترک درمانگر و درمان‌جو استوار است. این نوع درمان برروی افراد ترغیب شده که جهت کمک به بهبود خودشان مصمم شده‌اند بیشترین تأثیر را دارد.

 

اصول درمان رفتاری شناختی[3]


دکتر  جان وینستون بوش از "موسسه نیویورک جهت درمانهای رفتاری شناختی" معتقد است كه:

درمان رفتاری شناختی یک دستاورد علمی اثبات شده پژوهشی و بالینی در مراقبت از سلامت روانی است. مطالعات فراوانی که توسط روانشناسان و نیز روانکاوان انجام شده دلیل ترجیح روش درمانی CBT در شرایطی چون شرایط زیر روشن می‌گرداند:

-        افسردگی و حالات متغیر 
-        خجالت و اضطراب اجتماعی 
-        اعمال مضطرب کننده و ترس‌های بیمارگونه 
-         اختلال وسواس‌ها (OCD)
-        نگرانی یا اضطراب مزمن 
-         اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
-        اختلالات غذائی (بی اشتهائی يا پرخوری) 
-         اختلال بیخوابی و مشکلات دیگر خواب 
-        مشکلاتی که در ارتباطات بوجود آمده و باقی می‌ماند

-        مشکلات ازدواج
-        مشکلات مدرسه، کار و شغل 
-        احساس تنش 
-        عزت نفس پائین

-        مهارت‌های تقلیدی ناقص یا ارزش‌های تقلیدی غلط انتخاب شده 
-        عدم فعالیت، تعلل و "حمله انفعالی"
-        اختلال خشونت، وابستگی پیوسته و "اختیار دادن"
-         برخي مشکلات جسمی مانند خستگی ها و دردهای مزمن

مكانيزم عمل CBT

درمان رفتاری شناختی مرکب از دو شیوة رفتاری مؤثر روان درمانی است ؛ درمان شناختی و درمان رفتاری

درمان رفتاری به نضیعف ارتباط بین موارد مشکل‌ساز و عکس‌العملهای عادی شما نسبت به این مواردکمک می‌کند. عکس‌العملهائی چون ترس، افسردگی یا خشم و رفتارهای خودشکنانه و خود آزار. این شیوه همچنین به شما می‌آموزد که چگونه فکر و بدن خود را آرام سازید، تا بتوانید احساس بهتری داشته باشید، آزادتر بیاندیشید و بهتر تصمیم بگیرید. 
درمان شناختی به فرد می‌آموزد که الگوهای فکری معین چگونه سبب علائم بیماری شما می‌شوند. این عمل توسط ارائه تصویری تحریف شده در مورد آن‌چه که در زندگی شما می‌گذرد و مضطرب، نا امید و خشمگین کردن شما بدون هیچ دلیل منطقی و تحریک شما برای اقدام به رفتاری نادرست، انجام می‌شود. 
هنگامیکه درمان رفتاری و درمان شناختی با عنوان CBT ترکیب می‌شوند شما را مجهز به ابزاری نیرومند برای توقف علايم بیماری‌تان و بدست آوردن مسیری رضایت بخشتر برای زندگیتان می‌کند.

CBT  معمولاً به تنهايی و بدون داروهای روانپزشکی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در مورد بعضی افراد، درمان دارويی برای رسیدن به کاهشی جزيی در علائم بیماری لازم است، قبل از آنکه CBT بتواند به‌طور کامل موثر باشد. معمولاً ولی نه همیشه، بهتر است که قبل از تجویز داروها CBT به تنهايی امتحان شود.

 

روش شناسي

این یک روش درمانی از طریق صحبت کردن با بیمار است:
•در مرحله اول روان درمانگر تلاش در دریافت طرز تفکر بیمار نسبت به خود پیرامون اطراف و دیگران دارد.
•در مرحله دوم سعی می نماید مسايل ومشکلاتی که موجب تولید اختلالات روانی در فرد گردیده است را پیدا نماید.
"رفتار درمانی شناختی"به فرد کمک می کند تا به گونه دیگری اندیشیده ودرنتیجه این طرز تفکرجدید بتواند با رفتارهای سالم ترو درست تری در برابرحوادث ناخواسته وناگوار پیرامونتان برخورد نماید.

برخلاف سایر روش‌های گفتار درمانی  که روان درمانگر درپی شناسائی و ریشه یابی علل رفتارهای نامناسب مراجع خود در برابر ناملایمات وحوادث زندگی است تابه او کمک کند , در "رفتار درمانی شناختی" روان درمانگر فقط برمشکلات زمان حال ( اینجا و اکنون) و آن‌چه موجب ناراحتی و اضطراب درفرد بیمار گردیده است تکیه می کند.

CBT به فرد کمک مي‌كند تا درک بهتری از مسايلی که موجب تولید عدم تعادل روانی در اوگردیده اند   پیدا نماید.

در این روش  روان درمانگر تلاش می‌کند تا معضل بزرگ فرد را به اجزاي کوچکتری تبدیل کرده و این به رمان‌جو کمک می‌کند تا معضلات و چگونگی تاثیر گذاری آن را در زندگی  بهتر ببیند.


این اجزا عبارتند از:

•  وضعیت

• اندیشه
• احساسات
• احساسات فیزیکی
• طرز بر خورد با مشکل

هر کدام از این اجزا می توانند بر یکدیگر تاثیرگذار باشند. طرز تفکر فرد درباره یک مشکل خاص موجب تغییر وتحول  در حالات فیزیکی و احساسی او خواهد گردید.

راههای مفیدوکمک کننده [4]و غیرمفید ومضر[5]زیادی برای حل یک مشکل ومعزل در زندگی موجود است وچگونگی حل این معزل بستگی زیادی به طرز شناخت و تفکر فرد دارد.



[1] . Cognitive Behaviour Therapy

[2] . https://fa.wikipedia.org/wiki/

[3] . ترجمه دكتر زهره فولادي(http://ravandan.blogfa.com)

 

[4] . Helpful

[5] . Unhelpful

ارزشيابي از يادگيري2

 

آزمون های توانایی، به دو دسته تقسیم می شوند :

 

1-             آزمون های استعداد

2-             آزمون های پیشرفت تحصیلی

 

 

 

آزمون های استعداد

 

مقدار توانایی یا آمادگی فرد را، برای انجام کارهایی که در پیش دارد،

و هم‌چنین ظرفیت او برای یادگیری های مختلف را می سنجد .

 

 

 

آزمون های پیشرفت تحصیلی

 

دانش و مهارت هایی را که فرد تا لحظه ی اجرای آزمون کسب کرده، اندازه می گیرند. 


 

 

آزمون های عاطفی

 

آزمون های عاطفی دارای انواع زیادی هستند . از جمله :

T    شخصیت

T    نگرش

T    علاقه

T    ...

 

آزمون های شخصیت

 

شخصیت عبارت‌است از "مجموعه رفتارهای فرد در موقعیت های مختلف"

از این توصیف کلی چنین بر می آید که روش های سنجش شخصیت باید، شامل متغیر های مختلف شناختی ، عاطفی و روانی ـ‌ حرکتی باشند .

 از جمله این متغیرها می توان؛ پیشرفت ، هوش ، استعدادهای ویژه ، علاقه ، نگرش و ارزش‌ها و ... را نام برد.

 

در برخي شرایط ويژه تفاوت شخصیتی بیشتر قابل شناخت است، ازجمله:

vسفر و اردو

vمسابقه و رقابت

vشرایط بحرانی

 

 

 

انواع تیپ های شخصیتی و رفتاری

 

A

B

C

D


ویژگی های تیپ شخصیتی A

 

افراد دارای تیپ شخصیتی A می باشند، بسیار رقابت جو، كمال گرا و حساس نسبت به زمان می باشند. به همین سبب است كه معمولاً اشخاصی كه دارای چنین تیپ شخصیتی می باشند، معمولاً در حال انجام كار و یا پروژه ای می باشند.

 

 

 

 

 

اشخاص تیپ شخصیتیAدر زمانی از زندگی خود احساس ناامنی و عقب ماندن داشته، به همین سبب در همه حال در پی جبران قبل می باشند. آن ها می خواهند هرچه سریعتر به اهداف خود برسند و پیشرفت كنند.

 

 

 

اشخاص تیپ شخصیتیA، اگر مدتی بیكار بنشینند و كاری انجام ندهند، بسیار زود احساس عذاب وجدان به سراغ آن ها می آید. بزرگترین مشكل اشخاص این گروه، داشتن استرس بیش از اندازه است. آن‌ها معمولاً كارهای بسیاری برائ انجام دادن دارند، به همین سبب هم گاه از ترس اینكه نتوانند این كارها را به موقع انجام دهند، دچار استرس بسیاری می شوند.

 

 

 

ویژگی های تیپ شخصیتی B

افراد این گروه درست برعكس گروه قبل، بسیار آرام و خونسرد می باشند. به ندرت می‌توان اشخاص این گروه را دچار استرس و نگرانی كرد.گذر زمان براي آن‌ها اهمیت چندانی ندارد. بیكار بودن و استراحت كردن برائ آنها خوشایند است. اشخاص گروه B نیز كمال گرا و به دنبال پیشرفت می باشند، اما به اندازه گروه A رقابت جو نیستند.

 

 

 

اغلب اشخاص تیپ شخصیتی B كارهای خود را در آخرین لحظات انجام می دهند. اما بالاخره آن كار را انجام می‌دهند.این همان كاریست كه اشخاص گروه A از آن بیزارند و آن را بە ندرت انجام می دهند. از آن‌جا كه اشخاص این گروه بسیار در قید و بند زمان نیستند، معمولاً كارهای خود را بدون استرس انجام می دهند.

 

 

 

ویژگی های تیپ شخصیتی C

­­­­­

افراد تیپ شخصیتی C عاشق جزئیات می باشند و همیشه دوست دارند نحوه كاركرد اشیا مختلف را كشف كنند. به همین سبب اشخاص این گروه برای كارهای فنی بسیار مناسب می باشند. افراد گروه C هیچ گاه به دنبال تحمیل عقاید شخصی خود به دیگران نیستند و حتی اگر از امری خوششان نیاید سعی می كنند آن را تحمل كنند. به همین سبب هم هست كه گاه دچار استرس و در مواقعی هم دچار افسردگی می شوند.

 

 

 

اشخاص دارای تیپ شخصیتی C در مقایسه با اشخاص گروه A و B بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی می باشند. این اشخاص دوست دارند كارهای خود را به خوبی انجام دهند. به همین سبب هم معمولاً كار كردن با دیگران برائشان سخت است و دوست دارند خودشان به تنهایی كارهایشان را انجام دهند. اشخاص این گروه معمولاً داخل گرا، مستقل و باهوش می‌باشند.

 

 

 

ویژگی های تیپ شخصیتی D

 

افرادی كه دارای تیپ شخصیتی D می باشند از عزت نفس كمی برخوردارند و معمولاً از تایید نشدن توسط دیگران می ترسند. همین امر سبب می گردد نتوانند با دیگران راحت باشند. البته نمی توان گفت این گونه اشخاص اجتماعی نیستند.

 

 

 

اشخاص دارای تیپ شخصیتیD،  اجتماعی بوده و دوست دارند با دیگران رابطه برقرار كنند اما همیشه از اینكه رفتارهایشان مورد قبول واقع نشود می ترسند. احساسات منفی همچون نگرانی، استرس، افسردگی و عصبانیت بیشتر به سراغ این دسته از اشخاص می آید. اتفاقات بسیار كوچك كه ممكن است اصلاً برای اشخاص دیگر مهم نباشد، می تواند فردی با این تیپ شخصیتی را آزار دهد.

 

 

 

 

 آزمون های شخصیت به طور عمده به اندازه گیری متغیرهای انگیزش ، مزاج ، سازگاری ، منش و از این قبیل اختصاص یابد .

ابزارهای اندازه گیری :

1-             مصاحبه

2-             مشاهده

3-             پرسشنامه های گزارش شخصی

4-             ثبت وقايع پس‌رويدادي

 


آزمون‌های رغبت و نگرش

 

رغبت و نگرش دو بخش دیگر شخصیت هستند که به خاطر اهمیت زیادی که در امور مشاوره شغلی وتربیتی دارند معمولاً بطور جداگانه سنجش می شوند . هم رغبت و هم نگرش به دوست داشتن ها و  دوست نداشتن های افراد اشاره می کنند و هر دو به رجحان‌های فرد در باره فعالیت ها ، نهادهای اجتماعی ، یا گروه‌ها ارتباط دارند .

 

 

 

 

علاقه به احساس فرد نسبت به یک فعالیت اشاره می کند مثل فعالیت مربوط به یک ورزش (چون فوتبال و والیبال و غیره ) در حالیکه نگرش حاکی از احساس فرد نسبت به یک شیء ، یک نهاد اجتماعی ، یا یک گروه است مثل تیم والیبال ، یا تیم فوتبال و ... .

 در اندازه گیری، ویژگیها یا صفات به صورت عدد یا رقم گزارش می شود بنابراین می توان گفت:« اندازه گیری عبارت است از فرایندی که تعیین می کند یک شخص یایک شیءچه مقدارازیک ویژگی برخوردار است.(گی،1991)

عوامل آموزشي اختلالات يادگيري2

 

د) عوامل آموزشی

1-    نداشتن هدف و انگیزه برای ادامه ی تحصیل

2-    عدم مهارت معلم در بهره گيري از شيوه تدريس مناسب و موثر

3-    داشتن انتظارات بیش از حد توان از طرف اولیاء و مربیان

4-    مقایسه  غیر منطقی فرد با دیگران بدون توجه به تفاوت های فردی

5-    نداشتن خاطره ی خوش از خواندن دروس و انجام تکالیف

6-    عدم پذیرش فعالیت های انجام شده ی فرد توسط اولیاء و مربیان

7-    تنبیه و تحقیر به خصوص در حضور جمع

8-    احساس عدم توانایی در آموختن و به حافظه سپردن

9-    ترشح ناکافی غده تیروئید

10-نداشتن مشوق مناسب

11-عدم تناسب بین تلاش و نتیجه

12-رقابت های سنگین و فشرده

13-انتقاد مکرر و مداوم از فرد

14-یکنواخت بودن و عدم تنوع در آموزش و احساس خستگی مفرط توسط فراگیر

15-عدم برنامه ریزی صحیح ،  انباشته شدن دروس و در نتیجه اضطراب مزمن

16-عدم آموزش مهارت‌های اجتماعی، یادگیری و حرکتی و جسمی و عدم پرداختن به یادگیری‌های زبان شفاهی