اریک اریکسون[1] (۱۹۰۲ -۱۹۹۴) روان‌شناسی آمریکایی است که به خاطر ارايه اصطلاح «بحران هویت» مشهور شده‌است.

نظریه رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون یکی از معروف‌ترین نظریه‌های شخصیت در روان‌شناسی است. اریکسون مثل فروید اعتقاد داشت که شخصیت هر فرد، طی مراحلی رشد می‌یابد. نظریه اریکسون برخلاف نظریه مراحل روانی ـ جنسی فروید، به تشریح تاثیر تجربه اجتماعی در تمام طول عمر می‌پردازد.

یکی ازعناصر اصلی در نظریه مراحل روانی ـ اجتماعی اریکسون، رشد هوّیت‌خود[2] است. «هویت خود»، حس آگاهانه‌اي است که از طریق تعاملات رشد مي‌يابد. ازنظر اریکسون، «هویت خود» ما با هر تجربه و اطلاعات جدیدی که در تعاملات روزانه خود با دیگران به دست می‌آوریم، دايما تغییر می‌کند. اریکسون هم‌چنین عقیده داشت که‌علاوه بر «هویت خود»، یک حس صلاحیت نیز انگیزه رفتار و اعمال ما را تشکیل می‌دهد.

هر مرحله از نظریه اریکسون به صلاحیت‌یافتن و شایسته شدن در یک محدوده از زندگی مربوط است. اگر یک مرحله به خوبی پشت‌سر گذاشته شود، شخص احساس تسلّط خواهدداشت. ولي اگر خوب مدیریت نشود، حس بی‌کفایتی در شخص پدید خواهد آمد.


اریکسون عقیده داشت که افراد در هر مرحله، با یک تضاد روبرومی‌شوند که نقطه عطفی در فرآيند رشد خواهدبود. به عقیده اریکسون، این تضادها بر به‌وجودآوردن یک کیفیت روانی یا ناکامی در به وجود آوردن آن کیفیت متمرکزند. در خلال این دوره، هم زمینه برای رشد شخصی بسیار فراهم است و هم برای شکست وناکامی.

خلاصه، اريكسون معتقد است كه رشد در تمام طول زندگي ادامه دارد. به نظر اريكسون رشد شامل هشت مرحله است كه در هريك از اين مراحل، انسان با بحران‌هاي خاصي روبه‌رو مي‌شود كه شامل دو قطب عاطفي متضاد بوده و رفع يا عدم رفع هريك از آن‌ها مي تواند برروي شخصيت فرد اثر مثبت يا منفي داشته باشد.

 

 

 

مراحل رشد رواني ـ  اجتماعي اريكسون


مرحله اول : اعتماد در برابربی‌اعتمادی(0-1 سالگي)

نخستین مرحله نظریه رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون كه تولّد تایک سالگی را شامل مي‌شود و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است به دلیل آن که نوزاد به طورکامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و جلب اطمینان کسی که از او پرستاری می‌کند بستگی دارد.

اگر اعتماد به نحو موفقیت‌آمیزی در کودک رشد یابد، احساس امنیت خواهدکرد. اگر مربي كودك ناسازگار، پس زننده یا ازنظر عاطفی غیرقابل دسترس باشد، به رشد حس بی‌اعتمادی در کودک خواهدانجاميد. عدم توفیق در رشد اعتماد، به ترس و باور این که جهان ناسازگار و غیرقابل پیش‌بینی است، منجرمی‌شود.

مرحله دوم ـ خود مختاري در برابر شك و ترديد (2-3 سالگي)

دومين مرحله نظریه رشد روانی ـ اجتماعی اریکسون 2تا3 سالگي را در برگرفته و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکزدارد.   اریکسون همانند فروید عقیده داشت که آموزش آداب دستشویی رفتن، بخش‌حیاتی و ضروری این فرایند است. امّا استدلال اریکسون کاملاً با فروید متفاوت بود. اریکسون عقیده داشت که یادگیری کنترل کارکرد بدن به پیدایش حس کنترل و استقلال می‌انجامد.رويدادهای مهم دیگر در این مرحله شامل به دست آوردن کنترل بیشتر بر انتخاب غذا، اسباب‌بازی و لباس است.

کودکانی که این مرحله را با موفقیت پشت سربگذارند، احساس امنیت و اطمینان خواهدداشت. در غیر این صورت، حس بی‌کفایتی و شک به خود در آن‌ها به وجودمي‌آيد.


مرحله ـ ابتکار در برابراحساس‌گناه(4-5 سالگي)

     در خلال سال‌های قبل از مدرسه و بين سنين 4 تا 5 سالگي، کودک شروع به قدرت نمایی و اعمال کنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند.

کودکانی که این مرحله را با موفقیت بگذرانند، حس توانایی شخصی و قابلیت رهبری بر دیگران را پیدا می‌کنند و آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت‌ها ناکام می‌شوند، حس گناه، شک به خود و کمبود ابتکار در آن‌ها باقی می‌ماند.


مرحله چهارم ـ احساس سازندگي در در برابر احساس حقارت(6-11سالگي)

این مرحله، سال‌های اول مدرسه را در برمی‌گیرد كه کودکان از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس‌غرور نسبت به دستاوردها و توانايی‌های خود می‌کنند.

کودکانی که توسط والدین، معلمان يا همسالان خود تشویق و هدایت می‌شوند، حس‌کفایت، صلاحیت و اعتقاد به توانایی‌های خود در آن‌ها به وجود می‌آید،درمقابل آن‌هایی که از سوی والدین، معلمان یا همسالان خود به قدر کافی مورد تشویق قرار نگیرند به توانایی خود برای موفقیت، شک خواهند کرد.

 

مرحله پنجم ـ احساس هویت در برابر احساس آشفتگی (دوره نوجواني)

در دوران نوجوانی، کودکان به کشف استقلال خود می‌پردازند و به عبارت دیگر، خود را حس می‌کنند.

آن‌هایی که ازطریق کاوش‌های شخصی، تشویق و پشتیبانی مناسبی دریافت نمايند، این مرحله را با حس استقلال و کنترل و قدرت پشت‌سر می‌گذارند. در مقابل کسانی که نسبت به باورها و تمایلات خود نامطمئن بمانند، درباره خود،آینده نیز حس آشفتگي خواهند داشت.

 

مرحله  ششم ـ احساس تعلّق در برابر احساس انزوا (جواني)

دراین مرحله افراد سعي در کشف روابط شخصی خود با ديگران دارند. اریکسون عقيده داشت که برقراري روابط نزدیک و متعهدانه با دیگران ضرورت دارد. کسانی که در این مرحله موفق باشند، روابط مطمئن و متعهدانه‌ای را به وجود خواهند آورد.

در نظريه اريكسون، هرمرحله بر پایه مهارت‌های یادگرفته شده در مراحل قبل بنا می‌شود. وي معتقدبود که حس قوی هویت شخصی برای ایجاد روابط صمیمانه و همراه با تعلّق خاطر اهمیت دارد. مطالعات نشان داده‌اند که کسانی که حس ضعیفی نسبت به خود دارند در روابط‌شان نیزتمایل به تعهدپذیری کمتری دارند و بیشتر در معرض انزوای عاطفی، تنهایی و افسردگی قراردارند.



مرحله هفتم ـ احساس مولد بودن در برابر احساس رکود (ميانسالي)

دردوران ميان‌سالی، ما به ساختن زندگی خود ادامه می‌دهیم و تمرکزمان بر روی شغل وخانواده قرار دارد.

کسانی که این مرحله را با موفقيت پشت سرگذارند، احساس مشاركت در كار جهان ازطریق فعال بودن در خانه و اجتماع خواهندداشت، درمقابل آن‌هایی که در به دست آوردن این مهارت ناموفق باشند، حس ركود و غيرمفيد بودن در جامعه پيدا خواهند كرد.


مرحله هشتم‌ـ‌ احساس‌انسجام دربرابراحساس‌ياس و ناامیدی(پيري و سالخوردگي)
این مرحله مربوط به دوران پيري و سالخوردگي بوده  و بر بازتاب فعالیت‌های گذشته تمرکز دارد.

افرادي که در این مرحله ناموفق باشند، حس خواهند کرد که زندگی‌شان تلف شده و بر گذشته افسوس خواهند خورد. در این حالت است که فرد با حس ناامیدی و ناخشنودی روبرو خواهد شد. درمقابل کسانی که از دستاوردهای گذشته خود درزندگی رضايت داشته‌باشند، حس انسجام و رضايت از زندگي خواهندداشت. این افراد کسانی هستند که خردمندی به دست خواهندآورد، حتی در مواجهه با مرگ. در آن‌سو، به وجودآمدن احساس ياس و يا عدم رضايت از خود و گذشته، باعث مي‌شود كه شخص به سوي نا اميدي و پوچي در اين دوره كه آخرين دوره زندگي دنيوي است، سوق پيداكند.

 

 


 

بررسي اجمالي نظريه اريكسون

 

اريكسون در نظريه رواني ـ اجتماعي خود، بر حركت انسان به سوي جامعه تاكيد دارد. يعني از مادر به خانواده، از خانواده به همسايه، از همسايه به محيط‌هاي ناآشنا و از آن‌جا به جوامع مختلف. تمام خصوصيات شخصيتي كه در جامعه مشاهده مي‌شوند به نحوي در نظريه اريكسون پيش‌بيني شده است. كليه معلمان و دست اندركاران آموزش و پرورش، بايد از تغييراتي كه در شخصيت دانش‌آموزان در دوره‌هاي مختلف رشد روي مي‌دهد، آگاهي داشته باشند. به خصوص در مرحله چهارم و پنجم از نظريات اريكسون، كه در آن فرد، در سنين دانش‌آموزي بوده و از طریق تعاملات اجتماعی شروع به رشد حس‌غرور نسبت به دستاوردها و توانايی‌های خود می‌کنند و نيز  درگير و دار شناخت فرديت و هويت خود و كنش و واكنش‌هاي اجتماعي است.

اريكسون تجارب اجتماعي را مهم‌ترين عامل سازنده شخصيت تلقي كرده و معتقد است كه شخصيت از ابتدا تا انتهاي عمر يك سير تكاملي داشته و در هر مرحله از رشد، تجربه اجتماعي مي‌تواند كيفيت زندگي فرد را دگرگون كند.



[1]. Erik Erikson

[2] . ego identity