اختلالات يادگيري 1
به نام خدا
اختلالات يادگيري
بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند، رشد جسمی و قد و وزنشان بهنجار است، هوششان کمابیش عادی است، به خوبی صحبت میکنند، مانند سایر کودکان بازی كرده و با سایرین ارتباط برقرار میکنند ، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند، کارهایی را که والدین به آنان واگذار میکنند به خوبی انجام میدهند و از رفتار و اخلاق عادی برخوردارند ولي وقتی به مدرسه میروند و میخواهند خواندن و نوشتن و حساب كردن یاد بگیرند دچار مشکلات جدی میشوند. بیش از یک قرن است که متخصان علوم تربیتی و روانشناسی و گفتار درمانی در پی تشخیص و درمان مشکلات این قبیل کودکان بودهاند.
هر اختلالی که در آن موفقیت تحصیلی فرد با توجه به سن و آموزش و هوش، براساس آزمونهای معیار خواندن و نوشتن و محاسبه از آنچه انتظار میرود بسیار کمتر باشد، اختلال یادگیری توصیف میشود.
این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی، آسیب دیدگیهای مغزی، نقص جزئی در کار مغز، و خوانشپریشی را در بر میگیرد. تعریف فوق آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل معلولیتهای دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند، شامل نمیشود.
ناتوانیهای یادگیری با اصطلاحهایی چون خواندن جبرانی یا دیرآموزی مترادف نیست. این تعریف به طور ویژه از کودکان و نوجوانانی یاد میکند که به شدت دچار ناتوانیهای یادگیری بخصوصی هستند. دانش آموزان مبتلا به این مشکل نیازمند آموزش ویژهای هستند که بنا بر نظر امز باید با تمرینهای مخصوص، غیر معمول و با کیفیتی غیر عادی سر و کار داشته باشند این امر جدا از شیوههای آموزشی و منظمی است که اکثر کودکان از آن استفاده میکنند. وظیفه کارشناسان در این زمینه این است که عهده دار جبران ناتوانی یادگیری به خصوص کودک به صورت آموزش انفرادی یاگروههای کوچک باشند.
بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجود دارد که معروفترین آنها عبارتست از:
|
اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبههای ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ، نقص جزئی در کار مغز ، ریس لکسی یا نارسا خوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولا بواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهای محیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شدهاند را شامل نمیشود. |
اختلال يادگيري خاص[1]براساس DSM-5
مشكلات يادگيري و استفاد از مهارتهاي تحصيلي،كه با وجود حداقل يكي از نشانههاي زير همراه باشد :
«خواندن ـ درك كردن ـ هجي كردن ـ نوشتن ـ تسلط بر معني اعداد و استدلال رياضي»
به زبان ساده تر ميتوان گفت انواع اختلالات يادگيري عبارتند از:
اختلال در زبان گفتاری ، اختلال در زبان نوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب.
ممکن است کودکی در همه زمینههای فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینههای یاد شده ممکن است اتفاق بیافتد.
شيوع:
براساس DSM-5 5 الي 15% كودكان دبستاني در زبانها و فرهنگهاي مختلف به اختلال يادگيري دچارند، شيوع در بزرگسالان تقريبا 4% است.
علل بروز اختلالات یادگیری
علل بروز اختلالات یادگیری نسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالات مورد تائید بودهاند:
الف) عوامل محيطي
- زودرسي يا وزن كم به هنگام تولد
- قرارگرفتن پيش از تولد در معرض نيكوتين
ب) عوامل ژنتيكي و فیزیولوژیکي
بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمه وارده به دستگاه عصبی مرکزی(هيپوكامپ) است.
ج) عوامل بیوشیمیایی
برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده است عبارتند از:
هایپوگلیسمی ، عدم توازن استیل کولی نستروز و کم کاری تروئید.