دوره دبستان يا دوره دوم كودكي

دوره دبستان يا دورهدوم كودكي، از هفت تا دوازده سالگي را شامل شده و کودک ویژگی های متمایز با دوره اول کودکی را سپری می کند که در این مبحث به ویژگی های این دوره پرداخته می شود.

 

رشد زیستی ـ اجتماعی در دبستان

رشد در دوره دوم کودکی به طور کلی یکنواخت و کم حادثه یا کم ماجراست. به همین دلیل بیماری و مرگ کودکان در این دوره بسیار کمتر از دورههای دیگر اتفاق می افتد. ویژگیهای رشد در اين دوره در مقایسه با دورههای دیگر نمودی مثبت و سازنده دارد و کودک بیش از هر دوره دیگری آمادگی انجام تکالیف و وظایف رشدی و تربیتی خود را دارد.

رفتار و کردار کودکان در این دوره پخته‌تر می‌شود و خوبي و بدي برای آن‌ها معنای بهتری پیدا می کنند. در این مرحله به دلیل درک و فهمی که کودک ازویژگی‌های جسمانی و روانی خود دارد، روحیه اطاعت پذیری پیدا می کنند .

از اوایل این دوره آموزش رسمی کودک آغاز می شود . البته همان گونه که اشاره شد ، بهتر است کودک از قبل برای ورود به دبستان آمادگی کافی راداشته باشد . ورود کودک به دوره های آمادگی قبل از دبستان ، می تواند بخشی از آماده سازی او برای ورود به دبستان باشد.

آن چه در این دوره بسیار مهم است این که، نباید رابطه ی کودک با محیط خانواده به یک باره قطع شود. مثلا گماردن فرد در یک محیط شبانه روزی در این مرحله مناسب نیست و می تواند عامل بروز ناهنجاری های عاطفی شود.همچنین ممانعت از حضور کودک در مدرسه و محیط دوستان ممکن است به رشد متعادل ویژگی های منطقی و اجتماعی او لطمه بزند . چون روابط در خانه فردی تر و عاطفی تر و در مدرسه جمعی تر و منطقی تر است. وحدت رویه و ایفای نقشمتعادل و موثر توسط خانه و مدرسه به رشد متعادل فرد کمک شایانی خواهد نمود.

در 9 سالگی ، با توجه به این که کودک خواندن و نوشتن زبان اصلی را یاد گرفته است ، می توان فعالیت های دیگری مانند حفظ قرآن ، اشعار و یادگیری زبان دوم را آغاز نمود.

تربیت جنسی از این سنین آغاز می شود. کودکان در این دوره ، سوالاتی در مورد بلوغ و مسایل جنسی دارند ، بهتر است با حوصله و دقت و ظرافت خاصی به سوالات آنان پاسخ داده ونیز از پاسخ های تحریک کننده باید خود داری نمود . همچنین باید با نرمی و لطافت خاصی به سوالات آنان پاسخ داد، تا مجبور به ایجاد ارتباط با افراد غیر مسئول نشوند.

تا دوازده سالگی فرد تعلیمات مربوط به دوره ابتدایی رامی‌گذراند. تعلیمات این دوره نخستین گامی است که در جهت آموزش رسمی افراد برای زندگیبرداشته می شود . هدف آموزش در این دوره باید دانش هایی باشد که ارزش همگانی دارد و مورد نیاز همگان است.

آزمون‌هاي دوره ابتدايي در سال‌هاي اخير در نظام آموزشي كنوني كشور ما، به توصيفي تبديل شده است. محوریت معلم در برنامه های آموزشی بیشتر شده ، نمرات کیفی جایگزین نمرات کمی شده است. که این علاوه بر محور قرار دادن برنامه های آموزشی معلم ، نوعی اعتماد به وی نیز محسوب می شود. در سال های نه چندان دور دبیر فقط کار تدریس را انجام می داد. حتی در تصحیح اوراق نیز معلم به عنوان یک عامل به حساب آمده و عینا باید مطابق پاسخنامه یا کلیدی که از اداره یا سازمان ( اداره کل وقت) ارسال می شد ، عمل می نمود. ولی اکنون با اعتماد به معلم ، اکثر این فعالیت ها به عهده ی معلم واگذار شده و او طراح واقعی مدل آموزشی در کلاس است . شیوه ای که دربسیاری از کشورهای پیشرفته از مدت ها قبل مرسوم شده است.


 

رشد جسمانی و حرکتی در دبستان

در این مرحله تحولات گذشته هر چه بیشتر به پختگی رسیده و حرکات کودک از تعادل و قدرت بیشتری برخوردار می‌شود.بسیاری از مهارت‌ها را بدون آموزش بزرگسالان فرا می گیرند و بدن آن‌ها به قدري رشد یافته که بتوانند این مهارت ها را به خوبی انجام دهند. آهنگ رشد جسمانی به آهستگی ادامه می یابد، به طور متوسط ۶ سانتی متر به قد و ۲۱۴ کیلوگرم به وزن او در هر سال اضافه می شود به طوری که در سن ۱۰ سالگی در حدود ۱۳۷ سانتی متر قد و ۳۲ کیلوگرم وزن دارد، ماهیچه‌های کودک قوی‌تر می شود و قدرت پرتاب توپ در کودک ۱۰ ساله دو برابر کودک ۶ ساله است ظرفیت شش ها افزایش می یابد و کودکان می توانند تندتر بدوند. رشد جسمانی آهسته‌تر، کودکان دبستانی را قادر می سازد که هرگونه مهارت حرکتی از قبیل استفاده از چکش، اره کردن، استفاده از سوزن، بافندگی، طراحی، نوشتن، دوچرخه سواری، شمشیر بازی، شنا، شیرجه، اسکیت، پرش از روی طناب، فوتبال و... را به خوبی انجام دهند.

 

رشد شناختی و زبانی در دبستان

تفکر کودک دارای راهبردها و سازماندهی بیشتر می شود و از نظم و منطق بیشتر برخوردار می شود کودک در این دوره توانائی برنامه ریزی پیدا کرده و از منابع شناختی خود در فرآیندهای حل مسئله و یادآوری اطلاعات استفاده می کند و دانش خود را به طور اختصاصی در موضوعی خاص افزایش می دهد. آنان به نقاط قوت و ضعف شناختی خود پی می برند و درمی یابند که همه کارها و تکالیف را نمی توان انجام داد.

کودکان در این دوره می توانند در تکالیف آموزشي، پرورشي و ورزشي خود به طور انفرادي يا گروهي درگیر شوند بدون آن که دچار حواس پرتی شده، یا حواس دیگران را پرت کنند. توانايی حافظه افزایش پیدا می کند و آن‌ها از راهبردهای ذخیره سازی اطلاعات و راهبردهای بازیابی اطلاعات می توانند استفاده کنند. مثلاً اگر به کودک ۱۰ـ۹ ساله‌ای تکلیف شود که نام تعدادي شهر را حفظ کند او قادر است که این کشورها را براساس موقعيت جغرافیائی و یا حروف الفبا جور کند و سپس آن ها را به حافظه خود بسپارد. همچنین او می تواند حروف اول این شهرها را با هم ترکیب کرده و از آن کلمه و یا جمله ای بسازد تا حفظ کردن را برای او آسان تر سازد. در بازیابی اطلاعات نیز اگر اطلاعاتی را در مرحله اول به یاد نیاورد ناامید نمی شود بلکه سعی می کند ابتدا حوادث و اطلاعات مربوط به آن را به یاد بیاورد و به دنبال سرنخ‌ها و نشانه‌ها گشته و از این طریق اطلاعات اصلی را به یاد می‌آورد.

یکی دیگر از ویژگی های شناختی این دوره، افزایش در سرعت و ظرفیت پردازش اطلاعات است که در نتیجه آن کودکان سریع تر فکر می کنند و از ظرفیت بیشتری برای فکر کردن برخوردارند. منطقی شدن تفکر کودکان هم در این دوره شکل می‌گیرد.

خزانه لغات و دستور زبان او هم رشد می کند و روزانه ۲۰ لغت جدید می آموزد و خزانه لغات او به ۴۰ هزار لغت خواهد رسید. 10-9 سالگي بهترين سن براي آغاز یادگیري زبان دوم به حساب مي‌آيد. آموزش زبان دوم به کودک معمولاً زمانی بیشتر موفق خواهد بود که کودک زبان اول خود را به خوبی فرا گرفته باشد.


 

رشد هیجانی و اجتماعی در دبستان

در دوره قبل از دبستان محیط اجتماعی کودک محیطی است محدود و هدایت شده از طرف والدین ولی در دوره دبستان این محیط بسیار گسترده تر می شود و خود او نیز تا حدودی در هدایت گری سهیم می شود. همسایگان، جامعه و مدرسه محیط های جدیدی هستند که کودک علاوه بر محیط خانواده به طور روزمره با آن‌ها سر و کار دارند. او با همسالان روابط دوستی برقرار می کند و در عین حال با آن ها رقابت می کند، با بزرگسالان دیگر (معلمان و مربیان) روابط اجتماعی برقرار می کند و ارزش های اخلاقی را از آن ها فرا می گیرد و گاه نیز دچار تعارض های اخلاقی میان خانواده و محیط اجتماعی می شود.

در این دوره کودکان آمادگی برای انجام تکالیف آموزشی، تربیتی و اجتماعی دارند این دوره، دوره تولید و کار برای آن ها محسوب می شود. شناخت اجتماعی کودک نیز در این دوره پیشرفت می کند یعنی سایر افراد و گروه ها را می فهمد و در می یابد که دیگران را نباید تنها براساس رفتار ظاهر مورد قضاوت قرار داد بلکه انگیزه ها و نیازهای درونی افراد مهم تر از رفتارهای ظاهری آن هاست.

کودکان در این دوره شناخت گسترده تری از خود پیدا می کنند و نقش های متفاوتی را برعهده می گیرند و مهارت های تازه ای پیدا می کنند. گروه همسالان در این دوره به تدریج از اهمیت زیادی برخوردار می شود. در ابتدا گروه همسالان به صورت جمعی و با تعداد زیاد برای کودک مطرح هستند ولی به تدریج که بر سن او در این دوره افزوده می شود روابط دوستی و گروهی محدودتر و صمیمی تر می‌شود.

 

رشد روانی در دبستان

کودک در دوران دبستان رابطه علت و معلول پدیده ها را جستجو می کند و علل مرموز و ناشناخته را مردود می شمارد.تفاوت این دوره با پیش از دبستان ، فاصله ای است که بین تصورا ت و واقعیت ها می گذارد.کودک به خصوص در دوره اول دبستان(اول تا سوم)، خود را کاملا در اختیار معلم و مربی و والدين قرار می دهد . دستورات و برنامه های او را براحتی می پذیرد .بنابراین نقش تقلید بسیار مهم است.به برکت وجود این غریزه، کودک بسیاری از رسوم زندگی ، آداب معاشرت ، غذا خوردن، لباس پوشیدن را از پدر و مادر و معلم و سایر اطرافيان فرا گرفته و به کار می بندد.

روحیه اطاعت در اواخر دوره ، یعنی 12 تا 14 سالگی با نوعی عصیان و خودمحوری آمیخته می شود .در این ایام فرد برزخ بین کودکی و نوجوانی را طی می کند.زیرا کودک هنوز به آن حد از رشد نرسیده است که خود بتواند بین این دو شخصیت خویش وحدتی ایجاد کند.

 

 

رشد عاطفی در دبستان

کودک 7 تا 8 ساله اشیا مورد علاقه اش را بزرگتر نقاشی می کند، او نمی تواند از بروز این تمایلش خودداری کند در حالیکه در اواخر این سنین نوعی خودداری از عواطف مشاهده می شود که نمونه ای از بروز اراده است .یعنی از این پس ترس‌ها و خشم ها می توانند به شکل لفظی تجلی یابند درحالیکه پیشتر از این به شکل حرکتی به نمایش درمی آمدند.

کودک در نقاشی های جمعی معمولا اشخاصی را که دوست دارد نزدیک خودش، و اشخاصی را که دوست ندارد دورتر به خود می کشد یا حذف می کند.

حالات هیجانی ، خشم ، ترس ، خوشحالی در ابتدای دوره اطاعت دوام ندارد .

کودک در ابتدای دوره به شدت وابسته به خانه و پدر و مادر است اما در اواخر اگر گروهی او را نپذیرد دچار اختلال عاطفی می شود.

همسالان همانند معلمان نقش بسیار موثری در رشد اجتماعی کودک دارند.به این طریق کودک تصویر روشنی از توانایی ها ، مهارت ها ، نقاط ضعف خود بدست می آورد و می تواند توانایی هایش را به آزمایش گذارد و با تایید و تقویت آنان به خویشتن پنداری مثبت نسبت به خود دست یابد.

 

به تدریج پیدایش و گسترش تشخص طلبی و فردیت افزایش می یابد.در سال‌های اول این دوره ، اگرچه کودک خود را در مرکز عالم می بیند و هر چیز را برای خود می خواهد اما برای خود شخصیتی مستقل قائل نیست.در 12 الی 13 سالگی عدم اتکا به دیگران به هنگام حل مشکلات به خوبی در وی دیده می شود.کودک سعی می‌کند به عنوان یک فرد در مقابل سایر افراد مطرح می شود که این تشخص طلبی او را نشان می دهد.

مفاهیمی چون عدالت و انصاف او را جذب کرده و نسبت به آنها شدیدا عاطفه نشان می‌دهد.

 

رشد اعتقادی در دبستان

تفاوت دختر و پسر در مکلف شدن شرعی ، به دلیل تفاوت آنها در بلوغ روانی است

حافظه کودک در ۹ سالگی به اوج شکوفایی می رسد .حفظ آیات و احادیث ممکن است در زمان یادگیری مورد استفاده قرار نگیرد اما در آینده کودک بسیار موثر است. هم‌چنين مي‌توان از سن 7 سالگي كودك را تشويق به خواندن نماز كرد.

 

 

ويژگي هاي بارز دانش آموزان دبستاني (7-12 سال)

  • هماهنگي چشم و دست کامل مي شود

  • سرعت رشد دختران در اين دوره از پسران بيشتر مي شود و در پايان اين دوره علايم بلوغ در دختران به تدريج ظاهر مي گردد

  • خودميان بيني يا خودمداري کودک تعديل مي شود

  • به يادگيري علاقه زياد دارد و به مرحله تفکر محسوس مي رسد

  • به حرف زدن علاقه وافر دارد و داراي حافظه نيرومندي است

  • قدرت درک مشکلات پيرامون خود را پيدا مي کند و کنجکاوي وي جهت دار و هدف دار مي شود

  • به رفاقت با کودکان ديگر و همسالان علاقه مند است

  • کم کم آرامش و ثبات عاطفي پيدا مي کند

  • احساس مالکيت در او قوي مي شود

  • قواعد را درک مي کند و رعايت قاعده را در کارها لازم مي داند و بزرگسالاني را که در نظر او ارزشمند هستند الگو قرار مي دهد

  • بعضی ویژگیها مانند اضطراب جدایی بیشتر نمایان می شوند.

  • اختلال بیش فعالی جز شکایات اصلی مربیان می باشد.

 

كمك‌هاي والدين براي موفقيت تحصيلي كودكان

 

به عنوان والدين كودكان مي‌توانيد با كمك‌هاي خود موجبات موفقيت كودكان خود را فراهم نماييد از جمله:

  • زمان خاصی را برای رفتن کودک به بستر خواب تعیین کنید. حدود ساعت9 تا 10شب زمان مناسبي براي فرستادن كودكان به بستر خواب است.

  • كمك كنيد تا صبح ها زودتر از خانه خارج شوند تا برای رسیدن به مدرسه استرس نداشته باشند. هنگام خداحافظي، کودک خود را به گرمی در آغوش بگیرید.

  • اگر هنگام فرستادن كودك خود به مدرسه قاطعیت داشته باشید فرزندتان «استقلال» را یاد می گیرد.

  • در فرصت مناسبي از کلاس فرزندتان دیدن کنید.

  • در فعالیت‌های مدرسه مشاركت داشته باشيد.برای انجام کارهای مدرسه و حتي عضويت در شوراهاي مدرسه داوطلب شوید. این کار علاوه برآن‌كه به مسئولان مدرسه دلگرمي مي‌دهد، به کودکان نيزمي‌آموزد که تحصیل مقوله ای ارزشمند می‌باشد.

  • لباس های مناسبی برای فرزند خود در نظر بگیرید.لباس های تنگ یا بدن نما ابداً توصیه نمی شود. کودکان باید متوجه این مسئله شوند که مدرسه جای خودنمایی نیست و در آن‌جا فقط باید به تحصیل فکر کنند. لباس ها و کفش هایی را انتخاب کنید که کودک در آن‌ها احساس راحتی کند.

  • مراقب وسایلی که کودکان به مدرسه می برند باشید.اجازه ندهید فرزندتان اسباب بازی، بازی های ویدیوئی ورابهمدرسهببرددرغیر این صورت نمی تواند بر روییادگیری تمرکز کند. به والدین توصیه می شود محتویات کیف فرزند خود را هر از گاهی بررسی کنند.

  • نخستین وظیفه والدین این است که در انتخاب مدرسه فرزند خود دقت کنند.

  • یک آموزگار خوب می تواند بسیاری از مشکلات را به شیوه ای حرفه ای و ماهرانه حل کند. البته گاهی لازم است والدین وارد عمل شوند.

  • برای فرزند خود فضای مناسبی برای انجام تکالیف مدرسه فراهم کنید

  • هر روز از فرزند خود بپرسید که باید چه تکالیفی را انجام دهد. محیطی آرام را برای او در نظر بگیرید تا بتواند تکالیف خود را به خوبی انجام دهد.

  • در صورت لزوم به راهنمایی فرزندتان بپردازید و از انجام تکالیف او مطمئن شوید. خواندن- برای بچه ها یا به همراه آنها- باید بخشی از برنامه شبانه باشد. شما می توانید برای کودکان کم سن و سال کتاب بخوانید.

  • شما باید عشق به مطالعه را در فرزندتان نهادینه کنید.

  • اگر هر شب قبل از خواب برای کودکان کتاب بخوانید آنها قوه تخیل خود را به کار می اندازند و انگیزه زیادی برای خواندن پیدا می کنند.

  • از این امر مطمئن شوید که مسولین مدرسه شماره تلفن های شما را در اختیار دارند. در ضمن اگر کودکان شماره تلفن پدر و مادر خود را به خاطر بسپارند احساس امنیت بیشتری خواهند کرد.

  • خوراکی های سالم و مغذی را برای فرزندتان آماده کنید.خوراکی های حاوی پروتئین و کربوهیدرات های پیچیده مثل هویج، پنیر، کلوچه خشک، آب میوهطبیعی، و میوه گزینه های بسیار خوبی هستند و انرژی مورد نیاز فرزندتان را فراهم می کنند.

 

آشنايي با برخي از اصطلاحات پركاربرد در روان‌شناسي كودك

 

  • روانشناسی کودک (Child psycology):علمی که به بررسی تمام ابعاد روحی و روانی کودک از زمان تولد تا ورود به مرحله بعد می‌پردازد.

 

  • وضع کفل(breech position):وضعیت بچه درون رحم که باعث می‌شود از ناحیه کفل یا بریچ یا پا متولد شود.

 

  • سن زنده ماندن (age of viability):سنی که در آن، اگر جنین زود به دنیا آمد می‌تواند زنده بماند. این دوره بین 22 تا 26 هفتگی است.

 

  • نشانگان مرگ ناگهانی(sudden infant death syndrome (SIDS)):مرگ ناگهانی ، معمولا در طول شب ، در نوباوگان زیر 1 سال که بعد از بررسی عمیق همچنان اسرارآمیز و مبهم باقی مانده است.

 

  • غان و غون(Babbling):تکرار ترکیبات بی‌صدا- صدادار در رشته‌های طولانی که در حدود 4 ماهگی آغاز می‌شود.

 

  • مهدها و مراکزپیش دبستانی (academic preschools): مراکزی که در آن‌ها، مربیان برنامه را تنظیم می‌کنند، و از طریق تکرار، تعریف، مهارتهای اجتماعی را به کودکان می‌آموزند.

 

  • مهدهای کودک محور(child-centered pres chools): مراکزی که در آنها معلمان فعالیتهای گوناگون را تدارک می‌بینند که کودکان می‌توانند از بین آنها انتخاب کنند و قسمت عمده روز صرف بازی آزاد می‌شود.

 

  • بیش فعالی (ADHD):اختلال کودکی شامل بی‌توجهی، تکانشگری و فعالیت حرکتی شدید. اغلب به شکست تحصیلی و مشکلات اجتماعی می‌انجامد.

 

  • کوتولگی محرومیت(deprivation dwarfism):نوعی اختلال رشد که بین 2 تا 15 سالگی مشاهده می‌شود. ویژگی این اختلال، قامت بسیار کوتاه، وزن سبک به نسبت قد ، استخوانی نارسیده و کاهش ترشح هورمون رشد است. علت این اختلال محرومیت عاطفی است.

 

  • کودک راحت(casy child):کودکی که سرشت او طوری است که در نوباوگی فورا روال عادی برقرار می‌کند، عموما شاد است و به راحتی با تجربیات جدید سازگار می‌شود.

 

  • کودک دشوار یا بدقلق(difficult child):کودکی که سرشت او طوری است که کارهای روزمره‌اش نامنظم است، تجربیات جدید را به کندی می‌پذیرد، و به صورت منفی و شدید واکنش نشان می‌دهد.

 

  • کودک کمرو یا بازداشته(inhibited,or shy,child): کودکی که سرشت او طوری است که به صوت منفی به محرک‌های تازه واکنش نشان می‌دهد یا از این محرک‌ها کناره‌گیری می‌کند.

 

  • ناکامی در رشد غیر ارگانیک(nonorganic failure to thrive):نوعی اختلال رشد که معمولا در 18 ماهگی یافت می‌شود و علت آن فقدان محبت است.

 

  • دلبستگی ایمن(secure attachment):نوعی دلبستگی که مشخصه نوباوگانی است که از جدایی والدین ناراحت می‌شوند و وقتی آن‌ها برمی‌گردند به آرام مي‌شوند.

 

  • بازی اجتماعی- نمایشی(sociodramatic play):بازی وانمود کردن با دیگران که ابتدا در 2.5 سالگی پدیدار می‌شود و بین 4 تا 5 سالگی افزایش می‌یابد.

 

  • اضطراب غریبه(stranger anxiety):ابراز ترس نوباوگان در واکنش به بزرگسالان غریبه که بعد از 6 ماهگی در خیلی از نوباوگان مشاهده می‌شود.

  • اضطراب جدایی(separation anxiety):واکنش غم‌زده کودک به جدایی از والدین یا مراقبت کننده‌ای آشنا.

 

  • دلبستگی مقاوم(resistant attachment):نوعی دلبستگی ناایمن که مشخصه نوباوگانی است که قبل از جدایی از والدین نزدیک آنها می‌مانند و وقتی آنها برمی‌گردند رفتار خشمگین و مقاوم نشان می‌دهند.

 

  • پایگاه ایمن(secure base):استفاده کردن از مراقبت کننده به عنوان پایگاهی که نوباوه می تواند با اطمینان از او دور شود و محیط را کاوش کند و بعد برای حمایت عاطفی به طرف او برگردد.

 

  • محروم کردن(time out):نوعی تنبیه ملایم که طی آن بچه‌ها را از موقعیت نزدیک دور می‌کنند تا برای عمل کردن به‌طور مناسب‌تري، آماده شوند.

 

  • سبک مستبدانه(authoritarian style): نوعی روش فرزندپروری که از کودکان توقعات زیادی می‌رود ولی به حقوق و نیازهای آنها توجهی نمی‌شود. به جای ارتباط آزاد با کودک ، بر اطاعت ارزش نهاده می‌شود.

 

  • سبک مقتدرانه(authoritative style): سبک فرزندپروری‌ای که ازکودک توقعات زیادی می‌رود و در عین حال به نیازهای او نیزتوجه می‌شود. روشی دموکراتیک و منطقی است که طی آن والدین و کودک حقوق یکدیگر را محترم می‌شمارند.

 

  • بازی موازی(paraller play): نوعی مشارکت اجتماعی محدودکه طی آن کودک در مجاورت سایر کودکان با مواد مشابهی بازی می‌کند ولی با آنها تعادل نمی‌کند.

  • بازی وانمود کردن(make-believe play):نوعی بازی که به موجب آن کودکان فعالیتهای روزمره و تخیلی را وانمود می‌کنند و آنها را به نمایش می‌گذارند.

 

  • همانند سازی(Identification):در نظریه فروید ، فرآیندی که به تشکیل فرامن می‌انجامد. بطوری که کودکان ویژگیهایی والد همجنس را در شخصیت خود جذب می‌کنند.

 

  • میان سیستم(Mesosystem):در نظریه سیستمهای بوم شناختی ، پیوندهایی که بین محیطهای نزدیک کودکان وجود دارد.

     

 

  • نظریه رشد شناختی (cognitive-developmental theory): رویکردی که پیاژه آن را معرفی کرد. طبق این رویکرد ، هنگامی که کودکان دنیای خود را کاوش و آن را دستکاری می‌کنند، ساختارهای روانی خود را فعالانه می‌سازند و رشد شناختی به صورت مرحله‌ای صورت می‌گیرد.

 

  • مرحله حسی- حرکتی(sensorimotor stage): اولین مرحله پیاژه که شامل تولد تا 2سالگي است و طی آن ، نوباوگان و کودکان نوپا با چشم‌ها، گوش‌ها، دست‌ها، و سایر تجهیزات حسی ـ حرکتی خود فکر می‌کنند.

  • مرحله پیش عملیاتی(preoperational stage):دومین مرحله پیاژه که طی آن باطنمایی ذهنی به سرعت رشد می‌کند. با این حال ، تفکر هنوز منطقی نیست. بین 2 تا 7 سالگی صورت می‌گیرد.

 

  • مرحله عملیات عینی(concrete operational):سومین مرحله پیاژه و بين 7تا11سالگي است که طی آن ، تفکر منطقی ، انعطاف پذیر و منظم است. با این حال توانایی تفکر انتزاعی هنوز وجود ندارد.

 

  • نظريه رواني اجتماعي(Psychosocial Theory): نظريه‌اي كه اريكسون معرفي كرد و معتقداست رشد در تمام طول زندگي ادامه دارد. به نظر اريكسون رشد شامل هشت مرحله است كه در هريك از اين مراحل، انسان با بحران‌هاي خاصي روبه‌رو مي‌شود كه رفع يا عدم رفع هريك از آن‌ها مي تواند برروي شخصيت فرد اثر مثبت يا منفي داشته باشد.

 

  • اعتماد در برابر بي اعتمادي(Trust vs. Mistrust) :نخستین مرحله نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون است كه بین تولّد تایک سالگی پدید می‌آید و بنیادی‌ترین مرحله در زندگی است به دلیل آن کهنوزاد به طورکامل وابسته است، رشد اعتماد در او به کیفیت و قابلیت اطمینان کسی کهاز او پرستاری می‌کند بستگی دارد.

 

  • خودمختاری در برابر شرم و تردید(autonomy versus shame and doubt): دومين مرحله از نظريه رشد رواني اجتماعي اريكسون كه 2-3 سالگي را شامل مي‌شود و بر شکل‌گیری و رشد حس عمیق‌تری از کنترل شخصی در کودکان تمرکزدارد.در نظریه اریکسون ، تعارض روانی دوره نوپایی که اگر والدین کودکان را راهنمایی کنند و انتخاب‌های مناسبی برای آنها فراهم آورند، به صورت مثبت حل می‌شود.

 

  • ابتکار در برابراحساس‌گناه(initiative versus guilt):مرحله سوم از نظريه رشد روانی-اجتماعی است كه سنين4-5 سالگي را شامل مي‌شود.در خلال سال‌های قبل از مدرسه، کودکان شروع به قدرت نمایی و اعمالکنترل بر دنیای خود از طریق برخی بازی‌ها و سایر تعاملات اجتماعی می‌کنند.

 

  • احساس‌سازندگي‌دربرابراحساس‌حقارت(Construction on theinferiority):مرحله چهارم از نظريه رشد روانی-اجتماعی اريكسون كه 6-11سالگي را شامل مي‌شود. این مرحله، سال‌های اولمدرسه را در برمی‌گیرد كه کودکان از طریقتعاملات اجتماعی شروع به رشد حس غرور نسبت به دستاوردها و توانائی‌های خودمی‌کنند.

  • اصول اخلاقی خودمختار(autonomous morality):مرحله دوم رشد اخلاقی كلبرگكه از حدود 10 سالگي آغاز مي‌شود و طی آن کودکان اصول اخلاقی را به صورت انعطاف‌پذیر در نظر می‌گیرند که در صورت لزوم می‌توانند اصلاح شوند.

 

  • ابزار فراگیری زبان(language acquisition device (LAD)):در نظریه چامسکی ، سیستم فطری زیستی که به کودکان امکان می‌دهد صرف نظر از نوع زبانی که می‌شنوند، به محض اینکه واژگانی کافی را فراگرفته باشند، آن را بفهمند و به شیوه‌ای قانونمند صحبت کنند.

 

  • نظریه روانی- جنسی(psychosexual theory):نظریه فروید ، که معتقد است نحوه‌ای که والدین سابقهای جنسی ، پرخاشگری کودکان را در چند سال اول زندگی کنترل می‌کنند برای رشد شخصیت سالم حیاتی است.