افشاريه و زنديه
افشاريه
سقوط سلسله صفویه، پیامدهای ناگواری برای ايران داشت. حکمرانی جنونآمیز محمود و اشرف افغان هم بر وخامت اوضاع افزود. در آن شرایط، نیروهای روسیه و عثمانی بخشهایی از سرزمین ایران در شمال و غرب را اشغال کردند در شرایطی که از تهماسب دوم شاهزاده صفوی به تنهایی کاری برنمیآمد، نادر افشار به او پیوست تا ایران را از آن شرایط سخت و دشوار برهاند.
نادر از افراد ایل افشار بود که قبیلهاش نقش مهمی در به قدرت رسیدن صفویه داشت. او دوران جوانی خود را در خدمت حاکم ابیورد گذرانیده بود و مقارن شورش افغانان و سقوط اصفهان، بر بخشی از خراسان حکومت میکرد. هنگامی که شاهزاده تهماسب از نادر درخواست کمک کرد، به همراه سپاهیان خود به خدمت وی درآمد.
مهمترین رویدادهای زندگی نادر در این مرحله عبارت است از:
١ــ از میان برداشتن فتحعلیخان رئیس ایل قاجار و رسیدن به مقام فرماندهی سپاه تهماسب دوم
٢ــ شکست دادن اشرف افغان و پراکنده کردن نیروهای او
3- پس گرفتن سرزمینهای اشغالی ایران از روسیه و عثمانی
نادر پس از آن سران قبایل و حکمرانان محلی را به دشت مغان در آذربایجان دعوت کرد نادر پس از آن، همه تا تکلیف سلطنت ایران را مشخص کنند. او به شرط موروثی بودن پادشاهی در خاندان خویش و عدم حمایت بزرگان و قبایل از خاندان صفویه، به سلطنت رسید.
نادرشاه بعد از سر و سامان دادن به اوضاع داخلی و جانشین کردن رضاقلی، به طرف قندهار لشکر کشید تا آرامش را در مرزهای شرقی ایران برقرار سازد، اما دامنه این لشکرکشی به کشور هند نیز کشیده شد. وی با پیروزی بر هندیان در نبرد کرنال، شهر دهلی را تسخیر و با جواهرات و غنایم فراوان به ایران بازگشت. شاه افشار بعد از ذخیره کردن غنایم هند در منطقه کلات خراسان، برای سرکوب شورشیان عازم نواحی ترکستان و ماوراءالنهر شد. لیکن بدبینی که بر وجود او مستولی شده بودبسياري از آرزوهاي وي و جامعه ايراني را بر باد داد. بنيانگذار سلسله افشاریه، سرانجام با توطئه برادرزاده و همکاری چند تن از امرا و سرداران خویش به قتل رسید.
بدون شک نادرشاه آرزوهای بزرگی داشت و در زمان خویش فرماندهی زبده و شجاع بهشمار میآمد. او قصد داشت تا زمینه رشد تجارت را در ایران فراهم کند. حتی میخواست بوشهر را به مرکز نیروی دریایی ایران تبدیل کند.
حکمرانی کریمخان زند
کریمخان یکی از افراد ایل زند بود که بعد از یک دوره بیستساله جنگ و گریز بر دیگر مدعیان و رقیبان پیروز شد. او پس از اقامت کوتاه مدت در اصفهان و تهران، شیراز را بهعنوان تختگاه حکمرانی خویش انتخاب کرد. کریمخان در این مرحله از حیات سیاسی خویش دست از جنگ و ستیز برداشت. وی برخلاف سنت معمول از پذیرفتن عنوان شاهی نیز امتناع کرد و خود را وکیل مردم ایران نامید.
کریمخان برای بهبود شرایط اقتصادی و برقراری امنیت سیاسی و آرامش اجتماعی اقدامات زیر را انجام داد:
١ــ سرکوب مدعیان و رقیبان داخلی
٢ــ ساختن اماکن تفریحی و مذهبی مانند باغ دلگشا، حمام وکیل، بازار و مسجد وکیل
٣ــ تلاش برای بهبود تجارت خارجی از طریق بنادر خلیجفارس
٤ــ نظارت بر بازار و برقراری ثبات در قیمت کاالهای مورد نیاز مردم
٥ــ احترام به عالمان دینی و هنرمندان
کریمخان زند در حالی از دنیا رفت که به نقل یکی از معاصرانش، «خوبی او هزار بود و بدی او يك»
وی به دلايلي چون مدارا با رقیبان، همدردی با رعایا، سادهزیستی، رفتار مناسب با اقلیتهای مذهبی و حمایت از عالمان، شاعران و هنرمندان، نام و نشان نیکی در تاریخ ایران از خود بهجای گذاشت.
بروز جدال و ستیز میان بازماندگان کریمخان، بر سر قدرت، توان نظامی و اقتصادی حکومت زندیه را کاهش داد و زمینه را برای قدرتیابی آقامحمدخان قاجار در نواحی شمالی ایران فراهم آورد. لطفعلی خان آخرین فرمانروای خاندان زند، اگر چه در جنگاوری و شجاعت و دالوری سرآمد بزرگان روزگار خویش بود، اما به سبب جوانی و کمتجربگی، دوستان و اطرافیان خود را رنجیدهخاطر کرد. همین امر، سبب رویگردانی بسیاری از بزرگان شیراز از جمله حاج ابراهیمخان کلانتر از وی شد. لذا هنگامی که او برای یافتن حامیان جدید در خارج از شیراز بسر میبرد، آقا محمدخان در سومين حمله خود به پایتخت زندیه، شیراز را تصرف کرد. لطفعلیخان، ابتدا به کرمان و سپس به در سومین حمله بم گریخت، اما در آن شهر به چنگ نیروهای خان قاجار افتاد و به طرز فجیعی کشته شد. با مرگ وی دوره فرمانروایی زندیه به پایان رسید.
بیشتر محققان و مورخان رویگردانی حاج ابراهیمخان کلانتر از لطفعلیخان زند را عامل مهم در سقوط سلسله زندیه میدانند، اما او نقش فراوانی در تثبیت و تحکیم سلسله زندیه برعهده داشت. وی بر حمایت از جعفرخان و کمک به لطفعلیخان برای رسیدن به قدرت، دو بار نیز در مقابل حمله آقامحمدخان به شیراز از لطفعلیخان زند حمایت کرد.
اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوران افشاریه و زندیه
گرفتاری طولانيمدت ایران در جنگهای داخلی و خارجی بعد از سقوط اصفهان و بهویژه در دوران زمامداری نادرشاه، زندگی اقتصادی و اجتماعی ایرانیان را بسیار آشفته و نابسامان کرد. از یکسو، ناامنی و بیثباتی و از سوی دیگر افزایش مالیاتها برای تأمین هزینههای سنگین جنگ، تولید و بازرگانی را از رونق انداخت.
بیمهری نادرشاه نسبت به عالمان شیعه و هنرمندان، باعث مهاجرت گسترده آنان به عتبات عالیات و هند، و درنتیجه رکود فعالیتهای علمی و فرهنگی شد. مرگ نادر و ستیز افراد و گروههای مختلف برای رسیدن به قدرت، نیز اوضاع سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران را آشفتهتر کرد.
آرامش، امنیت و ثبات نسبی که در دوران کریمخان زند بر بخشهایی از ایران حکمفرما گردید، موجب شد که اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کمی بهتر شود. بر اثر حمایت و تشویق کریمخان، فعالیتهای عمرانی، کشاورزی و بازرگانی تا حدودی رونق یافت. گروهی از عالمان و هنرمندان مهاجر، به ایران بازگشتند و شهرهای شیراز و اصفهان بار دیگر کانون علم و ادب و هنر شدند.
روابط خارجی ایران در عصر افشاریه و زندیه
همزمان با دوران حکومت نادرشاه، تکاپوهای استعماری دولتهای اروپایی وارد مرحله جدیدی شده بود، اما گرفتاری نادر در جنگهای پیاپی، مانع از توجه او به مناسبات سیاسی و اقتصادی با کشورهای اروپایی بهجز روسیه شد. روسها که بعد از سقوط صفویه بخشهایی از شمال ایران را تصرف کرده بودند، با ملاحظه شجاعت و قدرت نظامی نادر و سپاهیانش، از مناطق اشغالی عقب نشستند و تلاش کردند بودند، با مالحظه روابط دوستانهای با ایران برقرار کنند.
مناسبات نادر با عثمانی آمیزهای از جنگ و مذاکره بود. سپاهیان تحت امر نادر، ارتش عثمانی را از مناطق وسیعی از سرزمینهای اشغالی ایران عقب راندند، اما تلاشهای نظامی و سیاسی نادر برای رفع اختلافات مذهبي با عثماني و بازگرداندن عتبات عاليات به قلمرو ايران، نتيجه چندانی نداشت
روابط ایران و عثمانی در دوران زندیه نیز چندان دوستانه نبود و هنگامی که کریمخان زند بصره را تصرف کرد، مناسبات دو طرف خصمانه شد.
روابط خارجی ایران زندیه ثبات چندانی نداشت.کریمخان زند به دو منظور علاقه مند بود كه که با کشورهای اروپایی رابطه برقرار کند:
١ــ استفاده از نیروی دریایی اروپاییان برای مقابله با شورش هاي خلیج فارس
2- علاقه به توسعه اقتصادی و رونق تجارت
بنابراین، کریمخان ابتدا از فرانسویان درخواست کمک کرد، اما وقتی با امتناع آنان روبهرو شد، با انگلیسیها رابطه برقرار کرد و به آنان اجازه داد پایگاه تجاری خود را در بوشهر تأسیس کنند. تعلل و ناکامی انگلیسیها در سرکوب شورش هاي خليجفارس و تردیدی که کریمخان زند نسبت به انگیزه و اهداف آنان پيدا كردهبود، سبب شد که نهتنها با تأسیس دفاتر تجاری انگلیسیها در دیگر شهرهای ایران مخالفت پیدا کند ، بلکه نمایندگی آنها را در بوشهر نیز تعطیل کرد..